
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
243بودند؛ از جمله چهار عدد شمعدان از جنس زُمُرُّد بوده است که در جهان قابل تقویم و ارزش نبود؛ و دیگر چهار صندوق از طلا مزیّن به جواهرات مُرَصَّع به یَاقُوت و ألْمَاس بوده است که در شب تاریک همچون ستارۀ درخشان نور میداد؛ و دیگر مقدار یک صد عدد شمشیر که دستۀ آنها زمرّد بوده که نام صاحبش را بر آن نوشته بودند؛ و غلافهای آنها همگی از طلای خالص بوده که با ألماس زینت کرده بودند.
این اشیاء را کجا بردند؟ و صرف در چه أمرى کردند؟ آیا صرف إسلام و عظمت آن، و صرف تضعیف دولت کفر و آثار آن نمودند؟ یا بالعکس همه را در خزانههاى دول أجنبى و کفّار دشمن إسلام به رایگان بنابر وظیفۀ سرسپردگى و خدمت تسلیم کردند؛ که در نتیجه در أثر این غارتها و غارتهاى مشابه آن، خزانههاى دول کفر، سرشار از طلا و سنگهاى قیمتى و از نفائس و عتائق شد؛ و کشورهاى ما همگى لُخْت و تهى و خالى گشت.
این است سرّ و روح علّت تسلّط آنان بر جهان؛ نه علم و فرهنگ ایشان. علم و فرهنگ را هم به طور دزدى از ما سرقت کردند. و بنابراین اگر به عوض عبارت کوتاه و نارساى کشورهاى متمدّن و جلوافتاده و أبَرقُدرت، به آنها کشورهاى غارتگر؛ و به کشورهاى خودمان کشورهاى غارتزده بگوئیم؛ سخن بجا گفتهایم.
گویند: چون گانْدى رهبر مردم هندوستان که در سفر خود به طرز خاصّى وارد لَنْدَن شد؛ گفت: من تعجّب مىکنم که چگونه جزیرۀ انگلستان هنوز در آب فرو نرفته است؟! گفتند: مگر باید جزیره در آب فرو رود؟
گفت: دولت انگلستان آنقدر از طلاهاى مردم هند، بدین جا آورده؛ و در نتیجه بزرگترین و ثروتمندترین و پرجمعیّتترین کشورها را که هند است؛ تبدیل به یک کشور فقیر و قحطىزده و مفلوک کرده است، که من گمان مىکردم از سنگینى وزن آن طلاها، این جزیره غرق شده است.
حمله وهّابىها به کربلا؛ و هدم قبور إمامان بقیع
وَهَّابىها کشتار عظیمى از مسلمانان کردند؛ و هر کس وهّابى نبود؛ او را مشرک مىدانستند؛ و خون و مال و ناموس او را مباح مىدانستند. کشتارهاى آنان
