اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

236
  • بعضى از آنها به منصور گفتند: اینک مردى وارد شده است، که اگر در نزد أحدى جواب این مسئله بوده باشد؛ حتماً نزد اوست. و او جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّد است؛ و الآن براى سَعْى رفته و داخل مسعى شده است! 

  • منصور به ربیع گفت: برو نزد او و به او بگو: اگر ما نمى‌دانستیم که اینک تو به چه کارى اشتغال دارى (سعى بین صفا و مروه) هر آینه از تو مى‌خواستیم تا نزد ما بیائى! و لیکن درباره فلان و فلان قضیّه پاسخ ما را بده! ربیع به نزد حضرت آمد، در حالى که آن حضرت بر کوه مَرْوه بودند؛ و پیام را إبلاغ کرد.

  • حضرت أبوعبد الله علیه السّلام به ربیع گفتند: مگر نمى‌بینى که ما مشغول سَعْى هستیم؟ در نزد تو فقهاء و علماء هستند؛ از ایشان بپرس! 

  • ربیع گفت: منصور از علماء و فقهاء پرسیده است؛ و ایشان جواب مسئله را نمى‌دانستند! 

  • حضرت صادق، ربیع را به نزد منصور بازگشت دادند. ربیع گفت: سوگند مى‌دهم ترا که پاسخ ما را در این مسئله بدهى! زیرا در نزد این قوم از فقهاء و علمایشان مطلبى نیست! 

  • حضرت گفتند: صبر کن تا عبادتم تمام شود؛ و از سَعْیَم فارغ گردم! و چون از سَعْى فارغ شدند، آمدند و در کنار مسجد الحرام نشستند؛ و به ربیع گفتند: برو و به او بگو: دیه‌اى که بر علیه جداکنندۀ سر است، صد دینار است! ربیع آمد و به مأمون و فقهاء گفت. آنها گفتند: برو و از جَعْفَر بپرس که: به چه علّت دیۀ سر میّت یکصد دینار است؟

  • حضرت صادق گفتند: دیۀ نطفه بیست دینار است؛ و در عَلَقَه بیست دینار أفزوده مى‌شود؛ و در مُضْغة بیست دینار افزوده مى‌شود؛ و در استخوان بیست دینار، و چون گوشت بروید، نیز بیست دینار أفزوده مى‌شود؛ و پس از آن او را به خلقت دیگرى إنشاء مى‌کند (ثُمَّ أنَشأنَاهُ خَلْقًا آخَرَ) و این میّت به منزلۀ جنینِ تامّ الخِلقه است که هنوز روح بر او، در شکم مادرش ندمیده است! 

  • ربیع برگشت؛ و به منصور جواب را إبلاغ نمود؛ و فقهاء نزد منصور همگى به شگفت درآمدند؛ و به ربیع گفتند: اینک به نزد جَعْفَر برو؛ و از او بپرس که آیا این‌