اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

229
  • حمید، از بکر بن عبد الله مُزْنی‌، این واقعه را حکایت نموده است.1 و از زبیر بن بکّار در «موفقیّات» از عبد الله بن مُصْعَب روایت کرده است که عمر گفت: لاَ ـ تَزِیدُا فِی مُهُورِ النِّسَاءِ عَلَی أرْبَعِینَ أوْقِیَةً فَمَنْ زَادَ ألْقَیْتُ الزّیادةَ فِی بَیْتِ الْمَالِ ـ الروایة‌2.

  • «در مهریّۀ زنها بیش از چهل وقیه، قرار ندهید! هر کس زیادتر کند، من زیادى را در بیت المال مى‌اندازم.» 

  • اعتراف عمر به آنکه: کلّ أحد أفقه من عمر

  • علاّمۀ أمینى این داستان را به نُه صورت و کیفیّت از مصادر مهمّ تاریخ و از مشایخ حدیث و تفسیر ذکر کرده است؛ و در بعضى از آنها وارد است که عمر گفت: مهریّۀ زنان را بیش از چهل وقیه نکنید؛ و اگر چه آن زن دختر ذى الفضّة یعنى یزید بن حصین حارثى‌3 باشد! و زنى از صفِّ زنان برخاست که قامتش طولانى و قَصَبۀ بینى او پهن شده بود (فَطْسآء) و چنین گفت، و عمر گفت: زنى درست گفت؛ و مردى خطا کرد.

  • و در بعضى وارد است که عمر گفت کُلُّ أحَدٍ أفْقَهُ مِنْ عُمَرَ «تمام یکایک مردم از عمر داناتر و به مسائل شرعیّه آشناترند» و این جمله را دو بار و یا سه بار تکرار نمود.

  • و در بعضى وارد است که بعد از این جمله به أصحاب خود گفت: تَسْمَعُونَنِی أقُولُ مِثْلَ الْقَوْلِ فَلاَ تُنْکِرُونَهُ عَلَیَّ حَتَّی تَرُدَّ عَلَیَّ امْرَأةٌ لَیْسَتْ مِنْ أعْلَمِ النِّسَاءِ! «شما مى‌شنوید آنچه را من گفتم، و اشتباه مرا نمى‌گیرید؛ تا کار به جائى برسد که زنى که او داناترین زنان هم نیست؛ باید بر من خرده بگیرد!» 

  • و در بعضى این جمله را عمر گفت که: إ إنَّ امْرَأةً خَاصَمَتْ عُمَرَ فَخَصَمَتْهُ «زنى با عمر در مقام محاجّه به پا خاست و نزاع کرد، و در استدلال خود، عمر را به زمین‌

    1. . «تفسیر المیزان»، ج ٤ ص ٢٧٧ و «تفسیر الدّرّ المنثور»، ج ٢، ص ١٣٣.
    2. همان
    3. در «الغدیر»، ج ٦ ص ٩٦ به بنت ذى الفضّة یعنى یزید بن حصین حارثى ضبط کرده است؛ و لیکن علاّمه شیخ محمد تقى شوشترى در کتاب «قضاء أمیرالمؤمنین على بن أبی‌طالب (ع)» ص ٢٩٥، به بنت ذى الغصة ثبت نموده، و اضافه کرده است که چون ذى الغصة رئیس بنى حارس در مدّت یکصد سال بوده است؛ و اسم او حصین بن یزید است؛ نه یزید بن حصین.