
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
217نعمتهائى که آنها را براى تو شمرده است! و از آن خود را مشغول مدار در طلب معناى أبّ، و معرفت نبات بخصوصى که أبّ نام براى آنست! و بر معرفت و دانائى إجمالى آن اکتفا کن، تا براى تو در غیر این وقت مفهوم آن روشن گردد.
و پس از آن سفارش مردم را نموده است که مردم در تمام مشکلاتى که براى آنها در قرآن پیش مىآید؛ به این روش عمل کنند.1
این جواب نیز نادرست است؛ زیرا با آنکه جهل شیخین را به معناى أبّ نفى نکرده است؛ معلوم نشد که چگونه سؤال از معناى ظاهرى و بسیط لفظى از ألفاظ قرآن، تکلّف است؟! آخر قرآنى که براى تدبّر و تأمّل و تفکّر آمده است؛ مردم حتّى مردم عرب هم نباید از معناى ظاهرى و ألفاظ آن سؤال کنند؟
و إنشاء الله بعدا به حول و قوّه خدا بررسى خواهیم نمود که: علّت منع شیخین از نقل أحادیث نبویّه و بالأخص نهى شدید توأم با عقوبت و شکنجه عمر، از بررسى در آیات قرآن، و شأن نزول آنها، و تأمّل و تفکّر در آنها، و از أحادیث رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم، منظورى جز خام گذاردن أذهان عامّه از ولایت و آیات وارده در شأن مولى الموالى أمیرالمؤمنین علیه أفضل صلوات المصلّین نبوده است.
أبوبکر معناى کلاله را در قرآن نمىدانست
شیخ مفید در «إرشاد» آورده است که: از أبوبکر درباره معناى کلاله پرسیدند: در پاسخ گفت: أقُولُ فِیهَا بِرَأیی؛ فَإنْ اَصَبْتُ فَمِنَ اللهِ؛ و إنْ أخْطَأتُ فَمِنْ نَفْسِی وَ مِنَ الشَّیْطَانِ.
«من در اینباره، آنچه نظر و رأى من است مىگویم؛ اگر هر آینه درست بود، از خداست، و اگر خطا و نادرست بود؛ از نفس من و از شیطان است.»
چون پاسخ او را به أمیرالمؤمنین علیه السّلام رساندند، فرمود: مَا أغْنَاهُ عَنِ الرَّأیِ فِی هَذاَ الْمَکَانِ! أمَا عَلِمَ أنَّ الْکَلاَلَةَ هُمُ الإخْوَةُ وَالأخَواتُ مِنْ قِبَلِ الأبِ وَ الأمِّ؛ وَ مِنْ قِبَلِ الأبِ عَلَی انْفِرادِهِ؛ وَ مِنْ قِبَلِ الاُمِّ أیْضًا عَلَی حِدَتِهَا (اِنْفِرادِهَا نسخة بدل)؟!.
قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إنِ امْرُوءٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ اُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ2 وَ قَالَ عَزَّ قَائِلًا: وَ إنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُّ كَلاَلَةً
- «تفسیر کشّاف»، طبع أول، ج ٢، ص ٥٢٥.
- «آیۀ ١٧٦، از سوره ٤: نساء».
