اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

209
  • بالجمله جهالت خلفاى غاصب یکى و دوتا نیست، در مسائل شرعى و آیات قرآن و لغت و معارف الهى آن‌قدر گیج بوده‌اند که علماى علم کلام در احتجاجات خود در برابر مخالفین، آنها را ضبط و ثبت کرده‌اند.

  • أبو بکر و عمر معناى أبّ را نمى‌دانستند

  • شیخ مفید آورده است که: از أبوبکر درباره گفتار خداى تعالى: وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا سؤال شد، و معناى أبّ را در قرآن نمى‌دانست؛ و گفت: أیُّ سَمَاءٍ نُظِلُّنِی أمْ أیُّ أرْضٍ تُقِلُّنِی أمْ کَیْفَ أصْنَعُ إنْ قُلْتُ فِی کِتَابِ اللهِ تَعَالَی بِمَا لاَ أعْلَمُ؟! أمّا الْفَاكِهَةُ فَتَعْرِفُهَا، وَ أمّا الأبُّ فَاللهُ أعْلَمُ بِهِ.

  • «اگر من از روى رأى خود در کتاب خداى تعالى چیزى را بگویم که نمى‌دانم؛ در این صورت کدام آسمان بر سر من سایه مى‌افکند؟ یا کدام زمین مرا بر روى خود مى‌کشد؟ یا چه‌کار کنم؟ و چه چاره اندیشم؟ ما معناى فَاكِهَة را مى‌دانیم، و معناى أبّ را خدا داناتر است.» 

  • چون سخن او را در این باب به أمیرالمؤمنین علیه السّلام رساندند، گفت: یَا سُبْحَانَ اللهِ أمّا عَلِمَ أنَّ الأبَّ هُوَ الْکَلاءُ وَالْمَرْعَی‌؛ وَ أنَّ قَوْلَهُ تَعَالَی‌: وَ فَاكِهَةً وَ أبًّا إعْتِدادٌ مِنَ اللهِ تَعَالَی بِإنْعَامِهِ عَلِی خَلْقِهِ بِمَا غَذَاهُمْ بِهِ وَ خَلَقَهُ لَهُمْ وَ ِلأنْعَامِهِمْ مِمَّا تَحْییَ بِهِ أنْفُسهُمُ وَ تَقُومُ بِهِ أجْسَادُهُمْ.1 

  • «إى سبحان الله! آیا او ندانست که أبّ عبارت است از علف و گیاه بهائم؟ و این که گفتار خداى تعالى که مى‌گوید: وَ فَاكِهَةً وَ أبًّا عنایت و مرحمت و اعتنائى است که: خداوند تعالى بر خلق خودش نموده، که با نعمت دادن به آنها به غذائى که به آنها مى‌دهد؛ و از براى آنها و چارپایانشان تهیّه و إیجاد کرده، از آنچه را که به واسطه آن نفوسشان زنده مى‌شود؛ و أجسادشان نیرو مى‌گیرد؛ آنها را مورد نظر خود قرار داده است؟» 

  • و ابن شهرآشوب صدر این حدیث را که راجع به أبوبکر است؛ از فتاواى‌

    1. «إرشاد»، طبع سنگى ص ١١٠.