اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

207
  • نموده و مى‌گویند: در برابر حقّ تسلیم شد.

  • ولى همان طور که یادآور شدیم از جهت ملاک و روح قضیّه، بین این دو مسئله تفاوتى نیست. عثمان هم پس از ملاقات و احتجاج أمیرالمؤمنین علیه السّلام اعتراف کرد که من نمى‌دانستم. و حکم هم از هر دو مصدر صادر شد.

  • وانگهى گفتار عمر که در بیست و سه مورد گفته است: لَوْ لاَ عَلِیٌّ لَهَلَک عُمَرُ اگر هلاکت واقعى و اخروى و عذاب خداوندى است؛ پس چرا در برابر شاه ولایت قیام کرده و سپر گرفته و حقّ مسلّم او را عالما عامدا ربوده است؟! 

  • پس معلوم مى‌شود مراد او از این عبارت، هلاکت ظاهرى، و ریخته شدن آبرو، و تنزّل از شأن و مقام دنیوى بوده است که نام او را هم در مجالس و محافل به زشتى یاد کنند. این هم که قیمت ندارد؛ همان طور که گفتار او که من زنده نباشم، وقتى علىّ نیست؛ و یا در شهرى نباشم که علىّ در آنجا نباشد؛ غیر از این مفهوم، مفهوم دگرى ندارد. او حتما براى برقرارى حکومت خود نیازمند به علىّ است؛ ولى نه آنکه خود را سرّا و واقعا محتاج به علىّ ببیند؛ بلکه به علىّ چون نیاز به مهره‌اى از مهره‌هاى خلافت که بدون آن چرخ حکومتش نمى‌گردد؛ نیازمند است.

  • أشعار خزیمة بن ثابت أنصارى در وقت بیعت با أمیرالمؤمنین علیه السّلام‌

  • خوارزمىّ گوید: و با این إسناد (یعنى با سلسله سندى که در خبر قبل از این ذکر شده است) خبر داد به من أبُوالعَلاَء حَافِظ‌، از حسن بن أحمد همدانى، از طریق إجازه در روایت، بر روى منبر رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم، که خُزَیْمَةُ بْنُ ثَابِت أنْصارِی در جلوى منبر رسول خدا ایستاده، و این أبیات را إنشاد کرد:

  • إذَا نَحْنُ بَایَعْنَاعَلِیًّا فَحَسْبُنَا***أبُوحَسَنٍ مِمَّا نَخَافُ مِنَ الْفِتَنْ ١
  • وَجَدْنَاهُ أوْلَی النَّاسِ بِالنَّاسِ إنَّهُ***أطَبُّ قُرَیشٍ بِالْکِتَابِ وَ بِالسُّنَنْ ٢
  • وَ إنَّ قُرَیشًا مَا تَشُقُّ غُبَارَهُ1***إذَا مَا جَرَی یَوْمًاعَلَی الضُّمُر الْبَدَنْ ٣
  • وَ فِیهِ الَّذِی فِیهِمْ مِنَ الْخَیْرِ کُلِّهِ***وَمَا فِیهِمْ بَعْضُ الَّذِی فِیهِ مِنْ حَسَنْ٤2
  • ١ ـ «اگر ما با علىّ بیعت کنیم، أبوالحسن ما را از هر فتنه‌اى که از آن‌

    1. در فرآئد الأدبِ کتاب «المنجد» گوید: مثلی است که در عرب آورده می‌شود: «ما یُشَقُّ غُبارُهُ»؛ یُضرَبُ لِلسّابقِ المُبرّز، و لِمَن لا قِرْنَ له یُجاریه. و یُراد أنّه لا غُبارَ له فَیُشقّ، و ذلک لِسُرعةِ عَدْوِه و خِفَّةِ وَطْئِه.
    2. «مناقب»، از طبع سنگى، ص ٢٩ و ص ٣٠، و از طبع حروفى نجف ص ١٦.