اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

199
  • باردارى، از مجموع این دو دوران، شش ماه مى‌شود.» 

  • عمر چون این سخن را از أمیرالمؤمنین علیه السّلام بشنید، زن را رها کرده، و این حکم ثابت بماند، و صحابه و تابعین و کسانى که از علىّ علیه السّلام این حکم را أخذ نموده‌اند؛ تا همین امروزى که ما در آن زیست مى‌کنیم؛ بدین حکم عمل نموده‌اند.1 

  • و ابن شهرآشوب آورده است که: هَیْثَم در جیش از جمله لشگریان بود؛ چون از سفر باز آمد شش ماه پس از آمدنش، زن او بچّه‌اى آورد. هیثم این بچّه را از آن زن منکر شمرد، و آن بچّه را نزد عمر آورد، و داستان را براى او بازگو کرد. عمر امر کرد تا زن را رجم کنند. قبل از اینکه رجم واقع شود علىّ بن أبی‌طالب علیه السّلام خود را به زن رسانیده، و سپس به عمر گفت: قدرى عنان نفس خود را باز دار، و آهسته رو، و آرام باش! این زن راست مى‌گوید، خداوند تعالى مى‌گوید: وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا و همچنین مى‌گوید: وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أولاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ، و بنابراین مجموع حمل و رضاع سى ماه است.

  • عمر گفت: لَوْ لاَ عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ. و زن را آزاد کرد؛ و آن طفل را هم ملحق به پدر نموده، حکم نسب برقرار کرد.

  • به دنبال این مطلب ابن شهرآشوب گوید: شرح این قضیّه از این قرار است که: در کمترین زمانى که حامله شدن زن تحقّق مى‌یابد، که همان زمان انعقاد نطفه است، چهل روز است؛ و کمترین زمانى که بچّه زنده از شکم مادر بیرون مى‌آید، شش ماه است. به جهت آنکه: نطفه در رحم چهل روز مى‌ماند؛ پس از آن در مدّت چهل روز تبدیل به علقه مى‌شود، و سپس در مدت چهل روز مضغه مى‌گردد؛ و پس از آن در چهل روز صورت بندى مى‌شود؛ و در مدّت بیست روز هم روح در او دمیده مى‌گردد. و این مجموعه در شش ماه است. و چون دوران شیر ـ 

    1. «إرشاد» طبع سنگى، ص ١١٣ و ص ١١٤، و «ایضاح» فضل بن شاذان با تعلیقه ارموى ص ١٩٠ و ص ١٩١ و در آنجا این‌طور وارد است که: و از روایات که شما آنها را ذکر مى‌کنید، و مخالف و موافق آنها را إنکار ندارند، آن است که: چنین روایت است الخ. و مجلسى (ره) در ج نهم «بحار الأنوار» طبع کمپانى ص ٤٨٣ از «بشارة المصطفى» طبرى از یونس بن حسن بعینها روایت کرده است.