اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

194
  • عمر گفت: تو أمر کردى که او را سنگسار کنند؟ عمر گفت: آرى! خودش در نزد من اعتراف به زنا و فجور کرد.

  • فَقَالَ: هَذَا سُلْطَانُکَ عَلَیْهَا! فَمَا سُلْطَانُکَ عَلَی مَا فِی بَطْنِهَا؟! ثُمَّ قَالَ لَهُ عَلِیُّ علیه السّلام: فَلَعَلَّکَ انْتَهَرْتَهَا أوْ أخَفْتَهَا؟!

  • «حضرت فرمود: این قدرت و سلطنت توست بر او؛ أمّا بگو ببینم قدرت و سلطنت تو بر طفلى که در شکم دارد چیست؟ و به دنبال آن فرمود: شاید تو با شدّت و تندى او را زجر کردى، و یا آنکه او را ترسانیده‌اى تا إقرار و إعتراف کرده است؟!»

  • عمر گفت: آرى! این‌طور بوده است.

  • فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السّلام: أوَ سَمِعْتَ رَسُولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: لاَحَدَّ عَلَی مُعْتَرِفٍ بَعْدَ الْبَلآءِ. إنَّهُ قَیَّدْتَ أوْ حَبَسْتَ أوْ تَهَدَّدْتَ فَلاَ إقْرَارَ لَهُ.

  • «و سپس علىّ علیه السّلام گفت: آیا نشنیده‌اى از رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم که مى‌گفت:

  • هر اعتراف و إقرارى که پس از شکنجۀ بدنى و یا روحى تحقّق پذیرد، از درجۀ اعتبار ساقط است؛ و بر آن معترف، حدّ نمى‌توان جارى کرد. تحقیقاً هر کس را در قید و زنجیر بیندازى، یا در زندان کنى، یا او را تهدید کنى، تا إقرار و إعتراف به گناه کند، إقرار و إعتراف او اعتبار ندارد.»1

  • عمر پس از شنیدن این گفتار زن را رها کرد و پس از آن گفت:

  • عَجَزَتِ النِّسَاءُ أنْ تَلِدْنَ مِثْلَ عَلِیِّ بْنِ أبِی‌طَالِبٍ، لَوْ لاَ عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ.2 

  • «زنان روزگار عاجزند از اینکه بتوانند همانند علىّ بن أبی‌طالب را بزایند. اگر علىّ نبود، عمر در هلاکت افتاده بود.»

    1. فقهاء ما رضوان الله علیهم در کتاب «إقرار» آورده‌اند که: از شرائط صحّت و نفوذ إقرار، عدم اکراه بر مُقِرّ است نسبت به مُقرٌّ علیه. بنابراین هر کس را بزنند و شکنجه کنند و یا او را بترسانند و إکراه بر إقرار کنند، علاوه بر آنکه این امور قبل از ثبوت جرم، حرمت شرعى دارد، نیز موجب تنفیذ إقرار نمى‌شود. شهید ثانى در «مسالک» گفته است: و لو أقرّ المجنون لم یصحّ وکذا المُکره گفته است: و لا فرقَ فی المکرَه بین مَن ضُرب‌حتّی اُلجِئَ إلی الإقراروبین مَن هُدَّدَ علیه بإیقاعِ مکروهٍ به لا یلیق بمثله تَحمّلُه عادةً مِن ضرْبٍ أو شَتْمٍ و أخذِ مالٍ و نحوِ ذلک ـ انتهى.
    2. «مناقب خوارزمى»، طبع سنگى، ص ٤٨، و طبع حروفى نجف ص ٣٩ و «غایة المرام» قسمت دوم ص ٥٣١ حدیث ٧ از عامّه، از خوارزمى.