اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

178
  • زنى که بر خود زنى را سوار کرده بود؛ و زن دیگرى با چوب و أمثال آن، به این زن فشارى آورد، به‌طورى‌که به هیجان آمد؛ و آن سواره بیفتاد و بمرد. حضرت دیه او را به دو نیم کردند؛ نیمى از زن فشاردهندۀ با چوب و یا چیز دیگر؛ و نیمى از زن مرکوب که به هیجان آمده بود.1 

  • و معلوم است که حکم در این روایت خلاف حکم سابق است که دیه را تثلیث فرمود؛ و لیکن این روایت ضعیف است زیرا أبُو جَمیلَه که همان مُفَضِّل بن صالح است، در طریق روایت است؛ و نجاشى حکم به ضعف او نموده است؛ و ابن غضائرى تصریح کرده است که او جَعْل حدیث مى‌نموده است.

  • و على هذا روایت مفید با وجود إرسالش مقدّم است گر چه مصدر آن از عامّه مى‌باشد.

  • قضاوت دربارۀ گاوى که حمارى را کشته بود

  • شیخ مفید گوید: در أخبار و آثار آمده است که دو نفر مرد نزد رسول خدا صلّى الله علیه و آله منازعه‌اى کردند در گاوى که خرى را کشته بود.

  • یکى از آنان گفت: یَا رَسُولَ الله‌! گاو این مرد، حِمارِ مرا کشته است! رسول خدا فرمود: بروید نزد أبوبکر، و از او دربارۀ این مسئله بپرسید! آن دو نفر پیش أبوبکر آمده؛ و داستان خود را شرح دادند.

  • أبُوبَکْر گفت: چگونه شما رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم را رها کرده‌اید؛ و نزد من آمده‌اید؟! 

  • گفتند: رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم ما را أمر نموده است.

  • أبو بکر گفت: بهیمه‌اى بهیمه‌اى را کشته است؛ بر عهده صاحب گاو غرامتى نیست. آن دو به نزد رسول الله برگشتند؛ و وى را از حکم أبوبکر مطّلع کردند. حضرت فرمود: بروید نزد عمر بن خطّاب! و قصّۀ خود را براى او بازگو کنید! و بگوئید: تا در این أمر در بین شما حکومت کند.

    1. «من لا یحضره الفقیه»، ج ٤، ص ١٢٥، شمارۀ ١ از باب نوادر الدّیات. و «تهذیب»، ج ١٠، ص ٢٤١ شمارۀ ٩٦٠ از باب الاشتراک فى الجنایات.