اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

173
  • دو قضیّه است.1 و این احتمال در نهایت بعد است. و آنچه ظاهر است اختلاف در بیان کیفیّتِ وقوع حادثه و در بیان حُکْم است. و على کُلِّ تقدیرٍ، در این روایت، وقوع أوَّل را به لغزش پاى خودش منوط کرده است، و آن را فریسه و شکار شیر قرار داده است؛ و چون در قتل او کسى دخالت نداشته است؛ دیه‌اى به او نمى‌رسد.

  • أمّا دوّمى را أوّلى کشته است؛ و او نیز در کشتن سوّمى و چهارمى دخالت داشته است. بنابراین دیه‌اى که باید به او برسد سه قسمت مى‌شود: بر دوّمى و سوّمى و چهارمى، زیرا از دیۀ خود بر حَسْب مقدارى که بر او جنایت وارد شده است؛ سهم مى‌برد. و أمّا سوّمى را دو نفر کشته‌اند: أوّلى و دوّمى. و او فقطّ یک نفر را که چهارمى باشد، کشته است. بنابراین از دیه‌اى که به او باید برسد؛ دو ثلث حقّ دارد. و أمّا چهارمى را سه نفر قبلى کشته‌اند، و باید یک دیۀ کامل به او بدهند.

  • و به بیان دیگر: دیۀ چهارمى بر عهدۀ سه نفر قبلى است به طور مساوى؛ زیرا هر سه نفر در قتل او مشترک بوده‌اند. و دیۀ سوّمى بر عهدۀ دو نفر قبلى است؛ زیرا هر دو نفر أوّلى و دوّمى در قتل او سهیم بوده‌اند؛ و دیۀ دوّمى تماماً بر عهدۀ أوَّلى است؛ زیرا تنها در قتل او تأثیر داشته است. أمّا چون دوّمى در کشتن سوّمى و چهارمى دخیل بوده است؛ دیه‌اى را که أوَّلى به او مى‌دهد، ثُلْث است. و چون سوّمى در کشتن چهارمى فقطّ مؤثّر بوده است؛ دیه‌اى که به او داده مى‌شود؛ دو ثلث است، زیرا از دو ناحیۀ أوّلى و دوّمى جنایت دیده است؛ و به یک ناحیۀ چهارمى جنایت رسانیده است. و چون چهارمى در کشتن کسى مؤثّر نبوده، و خود از سه ناحیه جنایت دیده است؛ باید سه ثلث دیه، یعنى یک دیۀ کامل به او داده شود. پس در حقیقت چهارمى دیۀ خود را از سه نفر مشترکاً أخذ مى‌کند، زیرا مآل کلام إمام آنست که: ثُلْثى را که أوّلى به دوّمى مى‌دهد؛ او هم از خود یک ثلث روى آن مى‌گذارد؛ و دو ثلث به سوّمى مى‌دهد؛ و سوّمى هم از خود یک ثلث‌

    1. «عجائب الأحکام»، عاملى، ص ٣٩.