
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
168أبی طالب در میان ما حکم نموده است! رسول خدا گفت: حکم او چه بوده است؟!
به آن حضرت حکم علىّ را گفتند. حضرت فرمود: حکم همینطورى است که علىّ کرده است. و همگى راضى شدند.1
توضیح و بیان این مسئله آنست که چون سقوط این چهار نفر به علّت تزاحم و تدافع و تصادم تماشاچیان بوده است؛ باید دیه مقتولین را عَصَبَة (یعنى أقوام پدرىِ2) ایشان بپردازند؛ و لیکن چون أوّلى در سقوط و قتل سه نفر دیگر شریک بوده است فقطّ یک ربع دیه به او مىدهند. و سه ربع دیگرش به واسطه إقدام خود در سقوط بقیّه ساقط مىشود. و چون دوّمى در سقوط دو نفر دیگر شریک بوده است فقط یک ثلث دیه به او مىدهند؛ و دو ثلث دیگرش به واسطۀ إقدام خود ساقط مىشود. و چون سوّمى در سقوط یک نفر دخیل بوده است، به او نصف دیه مىدهند؛ و نصفش به إقدام خود در قتل چهارمى ساقط مىگردد. أمّا چهارمى که در سقوط و کشتن کسى دخالتى نداشته است، باید به او یک دیۀ کامل داد.
و از آنچه گفته شد، به دست مىآید که: این سه نفر که هر یک خود را به دیگرى آویزان نمودهاند؛ نه در این چسبانیدن و آویزان شدن کاملاً آزاد و مختار بودهاند؛ و نه به طور کلّى مضطر و مَسْلُوب الاختیار.
زیرا، اگر آزاد بودهاند، و حالت آنها توأم با إراده و اختیار قطعى بوده است؛ باید أوّلى به دوّمى یک دیۀ کامل بدهد، زیرا خود تنها مؤثّر در قتل و سقوط او بوده است. و باید دوّمى به سوّمى نیز یک دیۀ کامل بدهد. و نیز سوّمى به چهارمى. و
- «عجائب أحکام أمیرالمؤمنین علىّ بن أبیطالب (ع)»، تألیف أمین عاملى، ص ٣٧ تا ص ٣٩ و در «کنز العمّال»، طبع حیدرآباد، ج ١٥، ص ١٠٣ و ص ١٠٤ از أبوداود طیالسى و أبوشیبة و أحمد حنبل و ابن منیع و ابن جریر و بیهقى روایت کرده است.
- در قتل و کشتار و جنایات که از روى خطا سر مىزند و عمدى در کار نبوده است، در شرع مقدّس اسلام دیه بر عهدۀ اقوام و خویشان پدرى شخص جنایتکار است؛ نه بر عهده خودش! و آن خویشاوندان را عَصَبه گویند، و عاقله نیز مىنامند. و در مَثَل است که دیه بر عهدۀ عاقله است؛ یعنى در جنایات خطائى باید اقوام و خویشاوندان پدرى که ذکور باشند از عهدۀ غرامت و دیه جنایت خطائى برآیند.
