اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

167
  • به جائیکه قصد کشتن یکدیگر را کردند. مردى در آن میان فریاد زد: أمیرالمؤمنین از شما دور نیست! چرا به نزد وى نمى‌روید؟ نزد حضرت آمدند. حضرت آنها را از منازعه و جنگ ملامت کرد، و خشم خود را إبراز نمود، و فرمود: خود را نکشید درحالى‌که رسول خدا حیات دارد! و من در میان شما مى‌باشم! زیرا در صورت قتال و کشتار، بیش از مقدارى که بر سر آن اختلاف دارید؛ خواهید کشت.

  • چون این مطلب را از آن حضرت شنیدند؛ آرام شدند و به استقامت و تحمّل حاضر شدند.

  • أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: من در میان شما حکمى مى‌کنم؛ اگر آن را پذیرفتید که همان نافذ است؛ و گرنه این حکم مانع تجاوز متعدّى و متجاوز مى‌شود؛ و براى او حقّ قتال و یا أخذ دیه نمى‌گذارد؛ تا رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم را ملاقات کنید! و از او بپرسید؟ و او از من به قضاوت سزاوارتر است. ایشان راضى شدند.

  • حضرت أمر کرد: از قبایل و أقوام کسانى که در أطراف زُبْیَه براى مشاهده گرد آمده بودند؛ یک دیۀ کامل، و نصف دیه، و ثلث دیه، و ربع دیه، جمع‌آورى کنند. آنگاه به أهل و ورثۀ أوّلین نفرى که سقوط کرده بود، ربع دیه را داد؛ به جهت آنکه در بالاى او سه نفر هلاک شده‌اند؛ و به أهل دوّمى که پهلوى أوّلى بود، ثلث دیه را داد، به جهت آنکه در بالاى او دو نفر هلاک شده‌اند؛ و به أهل سوّمى نصف دیه را داد، به جهت آنکه در بالاى او یک نفر هلاک شده است. و به نفر چهارمى یک دیۀ کامل را داد، به جهت آنکه در بالاى او کسى هلاک نشده است.

  • بعضى از آنها به این قضاوت خشنود شدند؛ و بعضى ناخشنود، حضرت به آنها گفت: اینک شما به این حکمى که نمودم تمسّک کنید؛ تا به نزد رسول الله بروید؛ و او حاکم و قاضى در میان شما باشد! 

  • آنها در موقف حجّ در مکّه مکرّمه با رسول خدا برخورد کردند؛ و با هیجان به حضورش رفته، و داستان را بازگو کردند.

  • رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم بُرْدی را که بر دوش داشت، به خود پیچید؛ و گفت: من انشاء الله اینک در میان شما حکم مى‌کنم! مردى از آن جماعت صدا زد: علىّ بن‌