
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
160است! آنگاه دو زن را إحضار نمود، و ظرفى را طلبید؛ و به یکى از آن دو زن داد؛ و گفت: شیر خود را در این بدوش! و آن زن شیر خود را دوشید، و سپس آن ظرف را وزن کرد؛ و آن ظرف را به دیگرى داد و گفت: شیر خود را بدوش! و آن زن دوشید و پس از آن، آن ظرف را وزن کرد؛ و به زنى که شیرش سبکوزنتر بود گفت: دخترت را برگیر! و به زنى که شیرش سنگینتر بود گفت: پسرت را برگیر! آنگاه رو به عمر کرد و گفت: آیا نمىدانى که خداوند زن را از مرد پائینتر قرار داده است؟ و عقل و میراث زن را از عقل و میراث مرد پائینتر معیّن نموده است؟ همچنین است که شیر دختر از شیر پسر سبکتر است!
اعتراف عمر به حقانیت علی علیه السلام در خلافت
عمر گفت: لَقَدْ أرَادَکَ الْحَقُّ یَا أبَالْحَسَنِ وَلَکِنَّ قَوْمَکَ أبَوْا!
«اى أبوالحسن! حقّ متعال تو را براى خلافت و إمامت خواسته بود؛ و لیکن قوم تو قریش نخواستند.»
على علیه السّلام گفت: خَفَّضْ عَلْیْکَ یَا أبَا حَفْصٍ، إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتًا.1و2
«اى أبوحفص! بر خودت سهل بگیر! همانا روز قیامت در موقف حساب و جدائى حقّ از باطل؛ وعدگاه و زمان رسیدگى به امور است.»
و این روایت را مختصراً ابن شهرآشوب، از قَیْس بن ربیع از جابر جُعْفى از تمیم بن حُزَام أسدى روایت کرده است؛ و در پایان آن آورده است که عمر گفت: اى أبوالحسن این مطلب را از روى چه دلیلى مىگویى؟
حضرت فرمود: به جهت آنکه خداوند حظّ و بهرۀ هر مردى را دو برابر زن قرار داده است؛ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ.3 آنگاه گوید: این قاعده را أطبّاء، أساس
- «آیه ١٧، از سوره ٧٨: نبأ».
- «التشریف بالمنن فى التعریف بالفتن» مشهور به ملاحم و فتن، طبع نجف؛ ص ١٥٤ و ص ١٥٥ و در «الغدیر»، ج ٦، ص ١٧٢ و ص ١٧٣ از «کنز العمّال» ج ٣ ص ١٧٩ و از «مصباح الظلام» جردانى ج ٢ ص ٥٦ از ابن عبّاس نقل کرده است و در پایان آن دارد که عمر بسیار تعجّب کرد؛ و سپس گفت: أباحَسنٍ؟ لا أبقانی الله لِشِدَّةٍ لستَ لها و لا فی بَلَدٍ لستَ فیه! «اى أبوالحسن خداوند مرا زنده نگذارد در مشکلهاى که پدید آید؛ و تو حلاّل و گرهگشاى آن نباشى! و خداوند مرا در شهرى سکنى ندهد که تو در آن إقامت ننمائى!»
- «آیه ١١، از سوره ٤: نساء».
