اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

159
  • نمى‌دانیم!

  • عمر گفت وَلَکِنِّی أعْرِفُ حَیْثُ مَفْزَعُهَا وَ أیْنَ مُنْتَزَعُهَا «و لیکن من مى‌دانم که: ملجأ و فریادرس این مشگله کیست؟ و محلّ استخراج و گشودن معنى و راه حلّ فصل آن کجاست؟!».

  • گفتند: گویا عَلِیُّ بْنُ أبِیطَالِب را در نظر دارى؟! گفت: آرى! ولى چگونه راه به او پیدا کنیم؟

  • گفتند: بفرست به نزد او تا حضور یابد! 

  • گفت: لاَ، لَهُ شَمْخَةٌ مِنْ هَاشِمٍ وَ اُثْرَةٌ مِنْ عِلْمٍ یُؤْتَی لَهَا وَ لاَ یَأتِی‌؛ وَ فِی بَیْتِهِ یُؤْتَی الْحُکْمُ؛ فَقُومُوا بِنَا إلَیْهِ! «نه! براى علىّ، عزّت و بلندى در مقام و استقلال در شخصیّتى است که از هاشم إرث برده است؛ و بقیّه و باقیماندۀ کانون علم است؛ باید به سوى او رفت؛ و او نمى‌آید؛ و در بیت او حکم وارد مى‌شود! شما ما را به نزد او ببرید!» 

  • ما همه با هم حرکت کردیم و به نزد أمیرالمؤمنین علیه السّلام آمدیم؛ و دیدم او در خارج مدینه در باغى با بیل مشغول شخم زدن است؛ و این آیه را مى‌خواند: أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً‌.1 

  • «آیا انسان چنین مى‌پندارد که یله و رها شده است؛ و در تحت عهده و مسئولیّتى نیست؟» و زار زار مى‌گریست؛ به او مهلت دادند تا آرام گرفت و پس از آن از او إذن خواستند که ملاقات و گفتگو کنند. علىّ علیه السّلام به نزد آنها آمد درحالى‌که بر تن او پیراهن نیمه‌آستینى بود.

  • و گفت: اى أمیرالمؤمنین؛ چرا اینجا آمده‌اى؟! عمر گفت: قضیّه‌اى براى ما پیدا شده است! گفت: چیست؟ عمر قصّه را شرح داد. گفت: تو به چه حکم کردى؟

  • عمر گفت: من حکم این مسئله را نمى‌دانستم! علىّ خم شد، و از روى زمین چیزى را برداشت و گفت: حکم در این مسئله از برداشتن این چیز از زمین آسان‌تر

    1. «آیه ٣٦، از سوره ٧٥: القیامة».