
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
157و این مرافعه در موردى بوده است که مادر بچّه کنیز بوده است؛ و طفل را داراى قیمت باید فرض کرد؛ و گرنه در صورتى که مادر طفل حرّه و آزاد باشد؛ دیگر براى پدرى که از روى قرعه فرزندش مشخّص شده است، غرامت قیمت براى مدّعیان خود نخواهد بود.
مراد از حکم داودى که در این روایات آمده است، قضاوت به طریق إلهام است، یعنى حضرت داود على نبیّنا و آله و علیه السّلام در مرافعات با خبر گرفتن از ضمیر خود به طور إلهام حکم مىنمود؛ و این طریق براى أمیرالمؤمنین علیه السّلام به دعاى پیامبر در هنگام إعزام به یمن تحقّق پیدا کرد.
با امتحان وزن شیر معلوم کرد که پسر و دختر متعلّق به کدام زن است
از جملۀ این موارد، حُکمى است که شیخ مفید در «إرشاد» آورده است که: در زمان عمر، دو زن دربارۀ کودکى مرافعه و تنازع کردند، هر یک از آن دو مىگفت: این طفل را من زائیدهام، و بیِّنه و شاهدى هم هیچکدام نداشتند؛ و غیر از این دو زن هم مدّعى سوّمى در کار نبود. مطلب بر عمر مشگل شد؛ و به أمیرالمؤمنین علیه السّلام متوسّل گشت. حضرت آن دو زن را طلبیدند؛ و هر چه آنها را موعظه کردند، و یا ترسانیدند؛ مؤثّر نیفتاد؛ و بر نزاع و اختلاف خود إصرار مىورزیدند.
چون حضرت دیدند ایشان بر تخاصم و تنازع خود پافشارى مىکنند؛ گفتند: ارّهاى براى من بیاورید! آن دو زن گفتند: أرِّه براى چه مىخواهى؟!
حضرت فرمود: براى آنکه این بچّه را با ارّه، به دو نصف کنم؛ و هر کدام از شما نصف خود را بردارد!
یکى از آن دو زن ساکت شد و دیگرى گفت: اللهَ اللهَ یا أبَاالحَسَنِ اگر چارهاى جز ارّه کردن نیست؛ من این طفل را به آن زن بخشیدم!
