اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

152
  • رسول خدا آمد؛ رسول خدا با دست خود بر سینۀ علىّ زد و گفت: بار پروردگار من! تو خودت أندیشه و رأى او را به صواب رهبرى کن! و زبان وى را براى بیان حقائق و واقعیّات ثابت بدار.»

  • قَالَ أمِیرُالْمُؤمِنِینَ: فَمَا شَکَکْتُ فِی قَضَاءٍ بَیْنَ اثْنَیْنِ بَعْدَ ذَلِکَ الْمَقَامِ.1

  • «أمیرالمؤمنین علیه السّلام مى‌گوید: پس از آن موقف و مقام در نزد رسول خدا، در هیچ مرافعه و خصومت و دعوائى که در میان دو نفر اتفاق افتاد، در قضاوتِ خود و حلِّ آن مشگل شکّ نکردم، و دچار تردید نشدم.» 

  • حکم به إلحاق بچه متولّد، به یکى از مدّعیان: و غرامت قیمت بقیّه به حساب سهام‌

  • چون علىّ بن أبی‌طالب أمیرالمؤمنین علیه السّلام به یمن رفت؛ و در آنجا استقرار یافت، و شروع کرد در انجام وظیفه‌اى را که رسول خدا به او مُحَوَّل نموده بود، از قضاوت و حکم در بین مسلمانان آن خِطَّه؛ دو نفر مرد براى مرافعه به نزد او آمدند؛ و دربارۀ پسرى که از کنیزى که مشترک بین آن دو نفر بود، و به دنیا آمده بود، و هر یک ادّعاى آن پسر را مى‌نمودند، مرافعه کردند. داستان از این قرار است که آن دو نفر که مشترکاً بالسَّوِیَّه مالک آن کنیز بودند، نمى‌دانستند که آمیزش و مواقعه با کنیز در طُهْرِ واحد (زمانى که زنان از خون حیض پاک هستند) حرام است؛ و چون قریب العهد به إسلام بودند، و معرفت چندانى به أحکام شریعت نداشتند، به گمان آنکه مواقعه و اختلاط با کنیزِ مشترک در طُهر واحد جائز است، با او هم بستر شدند. و آن کنیز حامله شد و پسرى زائید.

    1. این روایت را نیز ابن کثیر در «البدایة و النهایة» ج ٥ ص ١٠٧، از أحمد بن حنبل و ابن ماجه و أبوداود روایت کرده است. و محبّ الدین طبرى در «الریاض النضرة»، ج ٣، ص ٢١٣ از أحمد تخریج کرده است. و ابن حجر هیتمى در «الصواعق المحرقة» ص ٧٣ آورده و گفته است: حاکم آن را تخریج کرده و صحیح شمرده است. و أصل این حدیث در «مستدرک» حاکم ج ٣ ص ١٣٥ با إمضاى صحّت آن موجود است؛ و در «غایة المرام»، قسمت دوّم ص ٥٢٩ پنج روایت از عامّه تحت شمارۀ ٧ تا ١١ از أحمد بن حنبل و یک روایت تحت شمارۀ ١٣ از خوارزمى در این موضوع آورده است. و سبط ابن جوزى در «تذکره» از أحمد بن حنبل در فضائل تخریج کرده است و سپس گوید: أحمد در «مسند» هم تخریج کرده است و إبن اسحق و غیر او در «مغازى» آورده‌اند و در «مغازى» وارد است که رسول خدا به او گفت: إذَا جَلَسَ بَیْنَ یَدَیْکَ خَصْمَانِ فَلاَ تَقْضِ بَیْنَهُمَا حَتَّی تَسْمَعَ مِنَ الآخَرِ مِثْلَ مَا سَمِعْتَ مِنْهُ فَإِنَّکَ إذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ تَبَیَّنَ لَکَ الْقَضآءُ.