
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
148تلاوتْکننده آنها فرا ده!
٣ ـ و اگر هر آینه أحکام و فتواهائى که در اُمور مختلف از او به وقوع پیوسته و ذکر آن شایع شده است، نبود؛ تحقیقاً تمام أحکام إلهیّه و واجبات و مستحبّات تعطیل شده بود؛ و کسى از آنها خبرى نداشت.»
و سیّد إسمعیل حِمْیَرى گوید:
مَنْ کَانَ أعْلَمهُمْ وَ أقْضَاهُمْ وَ مَنْ *** جَعَلَ الرَّعِیَّةَ وَالرِّعَاءَ سَوَاءَا1 «علىّ کسى است که از همۀ اُمَّت و أصحاب رسول خدا أعلم است؛ و در حکم و قضاوت راستینتر و استوارتر است؛ و کسى است که هم رعیّت و طبقۀ محکوم، و هم فرماندهان و حاکمان و طبقۀ حاکم را مساوى قرار مىدهد.» 2
بارى علوم آن حضرت به قدرى عمیق و در عین حال گسترده است که حقّاً اگر در این زمینه کسى بخواهد ادّعا کند که بتواند کتابى بنویسد؛ جز شرمسارى و سرافکندگى به بار نخواهد آورد و خائباً خاسراً برمىگردد.»
«کتاب فضل ترا آب بحر کافى نیست *** که تر کند سرانگشت و صفحه بشمارد» علمائى که قضایا و محاکمات أمیرالمؤمنین علیه السّلام را ذکر کردهاند
در تمام مجامیع شیعه و عامّه از کتب حدیث و تفسیر و تاریخ و سُنَن و سیره و أدب و فِقْه و معارف، آنقدر از علوم آن حضرت وارد شده است که قابل إحصآء نیست. تنها در باب قضآء و محاکمات و جواب از سؤالهاى مشگل آن حضرت، کتابهاى مستقلّ تدوین شده است. کُلَینی در «کافى»، و شیخ صَدوق در «مَنْ لاَ یَحْضُرُهُ الْفَقِیهُ»، و شیخ مُفید در «إرشاد»، و شیخ طُوسى در «تَهْذیب» و سَیِّد رَضِی در «خَصَآئِص الأئِمَّة»، و ابن شهرآشوب در «مَنَاقِب» قدرى از قضایاى آن حضرت را روایت نمودهاند.
بسیارى از علمآء متقدّمین مستقلاًّ در این موضوع کتابهایى نگاشتهاند که فعلاً نسخههاى آن به دست ما نرسیده است؛ یا به کلّى در أثر گذشت زمان نسخه مفقود شده است؛ و یا در کتابخانهاى فهرست نشده أحیاناً ممکن است وجود داشته باشد؛ مانند کتاب اسمعیل بن خَالِد و کتاب عبدالله بن أحمد بن عَامِر همچنان که
- «مناقب» ابن شهرآشوب، طبع سنگى، ج ١، ص ٢٥٩ تا ص ٢٦١.
- عامِلی نباطی بیاضی در کتاب نفیس و کم نظیر خود: «الصّراط المستقیم إلی مستحقّی التّقدیم» ج٢، ص ٣٠ گوید: عبدالمحمود گفته است: من بعضی از کتابهای ابن مردویه را تفحّص کردم، و در آنجا یکصد و هشتاد و دو منقبت برای علیّ أبیطالب از زبان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یافتم. و از آن قبیل است تصریحات رسول خدا در نصّ بر خلافت علیّ و اینکه اوست قائم مقام او در امّتش.
کَمْ مُعْجِزٍ وَ فَوَاضِلٍ وَ فَضآئِلٍ *** لَمْ تَنْتَمی إلاّ لِمَجْدِکَ یا علیّ «چه بسیار از معجزات و فضیلتها و نشانههای برتری و شرف در تقدّم است که آنها منتسب نیست مگر به مجد و عظمت تو ای علیّ!آن فضیلتها و معجزهها به طوری بود که گوش و دل مرد گمراه و منحرف، آنها را به خوبی استماع نمود تا آن که توبه کرد و به ولایت تو روی آورد، پس چگونه است گمان تو به مرد دارای ولایت و مؤمن؛ با او چه خواهد کرد؟»أصْغَی لَها سَمْعُ الْغَویِّ وَ قَلْبُهُ *** حَتَّی أنابَ فَکَیفَ ظَنُّکَ بِالوَلیّ
