اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

122
  • چون ما از آن نشست خارج شدیم، أحْمَدُ بْنُ حَنْبَل گفت: این اسناد چیست؟ أبوصَلْت مى‌گوید: پدرم به او گفت: هَذَا سُعُوطُ الْمَجَانِینَ إذَا سُعِطَ بِهِ الْمَجْنُونُ أفَاقَ «این أنفیّه‌ایست که به دیوانگان مى‌دهند؛ چون این أنفیّه را در بینى دیوانه‌اى بریزند، إفاقه پیدا مى‌کند».

  • و غرض پدر أبوصَلْت این بوده است که: این سَنَد، سَند مبارکى است؛ چون بر دیوانه‌اى بخوانند إفاقه پیدا مى‌کند و شفا مى‌یابد. و شاهد بر گفتار ما مطلبى است که در «مناقب» ابن شهرآشوب ذکر کرده است که أحْمَدُ بْنُ حَنْبَل با وجود انحرافی که از اهل بیت علیه السّلام داشت چون از مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیهما السّلام روایت مى‌شد که: حدیث کرد براى من پدرم: جَعْفر بن مُحمَّد، و همینطور تا به پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم مى‌رسید؛ أحمد مى‌گفت: این إسنادى است که اگر بر مجنون خوانده شود؛ إفاقه پیدا مى‌کند.1 

  • و در تذییل سوّم گوید: بنابر آنچه از «تَهْذِیبُ الْکَمال» حکایت کرده‌اند: عَبْدُالسَّلامُ بْنُ صَالِحٍ أبُوالصَّلْتِ الْهَرَویُّ خَادِمُ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السّلام شِیعیٌّ مَعَ صَلاَحِهِ؛ مَاتَ سَنَةَ سِتٍّ وَ ثَلَثینَ وَ مِأتَیْنِ ـ انتهی‌: «أبوصَلْت با وجود آنکه مرد صالحى بوده است، لیکن شیعه بوده است؛ و در سنه ٢٣٦ از دنیا رفت.»2 

  • و بنابراین أبوصَلْت به مقدار دو سال تقریباً شرف محضر حضرت إمام رضا علیه السّلام را دریافته است؛ و عصر حضرت إمام محمّد التّقى و مقدارى از عصر حضرت امام على النّقى علیهما السّلام را إدراک کرده است، زیرا سکونت او در مَرْو بود؛ و در سنۀ ٢٠٠ هجرى مأمون حضرت إمام رضا علیه السّلام را از مَدِینَه به مَرْو طلبید و شهادت آن حضرت بنابر مشهور در سن ٥٥ سالگى، در آخر ماه صفر از سنۀ ٢٠٣ واقع شد؛ و شهادت حضرت جواد الأئمِّة إمام محمد التّقى علیه السّلام در سنۀ ٢٢٠ واقع شد؛ و شهادت حضرت هادى امام على النّقى علیه السّلام در سنۀ ٢٥٤ واقع شد؛ و علّت آنکه روایات وارده از أبوالصّلت از إمام رضا و مقدار قلیلى از حضرت امام محمّد

    1. أصل این مطلب را در «مناقب» طبع سنگى، ج ٢، ص ٣٧٨ آورده است.
    2. «تنقیح المقال»، ج ٢، ص ١٥١ و ص ١٥٢.