
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
43کشت.»
و این کشتن پسر بچه البتّه براى رضاى خداوند عزّ و جلّ بوده است؛ و براى مصلحت پدر و مادر آن پسر؛ و لیکن در نزد موسى علیه السّلام گناه بزرگى بود، موسى طاقت نیاورد و جام شکیبائى او لبریز شد و گفت:
أَ قَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً1 بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا.2
«آیا تو کسى را که بدون گناه بود، و در عین حال کسى را نکشته بود؛ کُشتى؟! کار منکر و قبیحى را آوردى!»
عالم به او گفت: أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا.3
«آیا من به تو نگفتم که: تو هیچگاه شکیبائى همراهى و پیروى با مرا ندارى؟!»
قَالَ إنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلاَ تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا. فَانْطَلَقَا حَتَّي إذَا أتَيَا أهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أهْلَهَا فَأبَوْا أنْ يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أنْ يَنْقَضَّ فَأقَامَهُ.4
«موسى گفت: دیگر از این به بعد اگر من از تو چیزى پرسیدم، تو دیگر با من مصاحبت و همراهى مکن؛ زیرا از آنچه از من سر زد؛ تو به عذر موجّه خود در عدم مرافقت با من رسیدى! پس باز با هم به راه افتادند، تا زمانی که به أهل قریهاى رسیدند؛ و از أهل آن طعام خواستند؛ و أهل آن قریه، از ضیافت و طعام دادن به آنها خوددارى کردند؛ و در آنجا دیوارى را یافتند که نزدیک بود فرود آید و شکسته شود، خِضْر، آن دیوار را مرمّت کرد و برپا داشت.»
و مرمّت کردن دیوار و برپا داشتن آن براى رضاى خداى عزّ و جلّ، و صلاح
- زَاکِیَةً با ألف بعد از زاء و تخفیف یآء، قرائت نافع و ابن کثیر و أبوعمرو و أبوجعفر علیه السّلام است یعنى پاکیزه از گناهان، و بقیّه قرّاء با تشدید یآء و بدون ألف خواندهاند. «إتحاف فضلاء البشر»، ص ٢٩٣.
- آیۀ ٧٤ از سورۀ ١٨: کهف.
- «آیۀ ٧٥ از سورۀ ١٨: کهف»: قال أ لم أقل لك ـ الآیة.
- «آیۀ ٧٦ و ٧٧ از همین سوره».
