اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

41
  • ابن عبّاس گفت: ثَکِلَتْهُمْ اُمَّهَاتُهُمْ «مادرشان به عزایشان بنشیند» علىّ به خداوند عزّ و جلّ و به رسول او، و به حکم خدا و رسول او داناتر است از ایشان؛ علىّ کسى را نکشته است مگر آنکه استحقاق کشتن را داشته است.

  • مرد شامى گفت: اى ابن عبّاس! قوم من براى من خرج سفر فراهم آورده‌اند؛ و من پیک آنها به نزد تو؛ و أمین آنها هستم و در این صورت براى تو چنین فراخى نیست که مرا بدون حاجت ردّ کنى! قوم من در أمر علىّ بن أبی‌طالب همگى به ضلالت و هلاکت فرو رفته‌اند؛ تو گره را از أمر ایشان بگشا؛ و مطلب را برایشان منکشف گردان! خدا گره را از کار تو بگشاید؛ و حاجتت را برآورد! 

  • ابن عبّاس گفت: اى برادر شامى! مَثَل علىّ در این اُمَّت در فضلش و علمش مَثَل بندۀ صالحى است (خِضْر) که موسى علیه السّلام او را ملاقات کرد، در وقتى که به ساحل دریا رسیده بود؛ که به آن عَبْدِ صَالِح گفت: هَلْ أتَّبِعُکَ عَلَی أنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا.1 

  • «آیا من از تو پیروى کنم و همراه تو بیایم تا از آنچه از علوم که آموخته شده‌اى، راه رشد و تکامل را به من تعلیم کنى؛ و مرا به چشمۀ کمال و رشاد برسانى؟» 

  • آن عالِم (خِضْر) در پاسخش گفت: إنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلَی مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا.2 

  • «تو أبدا قدرت و توان شکیبائى همراهى با من را ندارى؛ و چگونه مى‌توانى تحمّل کنى و شکیبا باشى؛ در چیزى که از جهت علم و خبرویّت إحاطه بر آن ندارى؟!» 

  • موسى به او گفت: سَتَجِدُنِی إِنْ شَآءَ اللهُ صَابِرًا وَ لاَ أعْصِی لَکَ أمْرًا.3

  • «تو مرا إنشاء الله صابر و متحمّل و شکیبا خواهى یافت! و من هیچ یک از دستورات تو را مخالفت نمى‌کنم!»

    1. «آیۀ ٦٦، از سورۀ ١٨: کهف»: قال له موسى هل أتَبعك ـ الآیة.
    2. «آیۀ ٦٧ و ٦٨ از سورۀ ١٨: کهف»: قال انك لن تستطيع ـ الآیة.
    3. «آیۀ ٦٩، از سورۀ ١٨: کهف»: قال ستجدنى ـ الآیة.