اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

38
  • سؤال شد: آیا تو بعد از رسول خدا، کسى را أعلم از علىّ سراغ دارى؟! گفت: سوگند به خدا سراغ ندارم.1

  • أمیرالمؤمنین علیه السّلام أعلم اُمَّت، به علوم ظاهرى و به علوم باطنى بوده است‌

  • و أمّا سخنان عمر بن خطّاب دربارۀ أعلمیّت علىّ بسیار است که خطیب بغدادى در کتاب أربعین خود ذکر کرده است: عُمَر گفت: عِلْم مجموعاً شش دانگ است؛ و از براى علىّ اختصاصاً پنج دانگ از علم است؛ و از براى همۀ مردم یک دانگ دیگر؛ و سوگند که علىّ در آن یک دانگ دیگر با ما مشارکت نمود؛ به‌طورى‌که او از ما نیز أعلم بود.

  • عِکْرَمَه از ابن عبّاس روایت کرده است که‌: عُمَر بن خَطَّاب به أمیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: اى أبوالحسن تو در حُکْم و قضاوت و مسائلى که از تو سؤال مى‌شود؛ در جواب آنها عجله مى‌کنى!

  • علىّ دست خود را پیش آورد و گفت: أنگشتان این دست چند عدد است؟ عمر گفت: پنج عدد!

  • أمیرالمؤمنین گفت: اى أبوحفص! چرا در جواب عجله کردى؟

  • عمر گفت: براى من مخفى نبود؛ حضرت گفت: من هم در چیزى که برایم مخفى نیست سرعت مى‌نمایم.2

  • وَاسْتَعْجَمَ عَلَیْهِ شَیْءٌ وَ نَازَعَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ فَکَتَبَا إلَیْهِ أنْ یَتَجَشَّمَ بِالْحُضُورِ. فَکَتَب إلَیْهِمَا: الْعِلْمُ یُؤْتَی وَ لاَ یَأتِی‌. فَقَالَ عُمَرُ: شَیْخٌ مِنْ بَنی هَاشِمٍ وَ أثَارَةٌ مِنْ عِلْمٍ یُؤْتَی إلَیْهِ وَ لاَ یَأتی‌، فَصَارَ إلَیْهِ فَوَجَدَهُ مُتَّکِئًا عَلَی مِسْحَاةٍ فَسَألَهُ عَمَّا أرَادَهُ فَأعْطَاهُ الْجَوابَ.

  • فَقَالَ عُمَرُ: لَقَدْ عَدلَ عَنْکَ قَوْمُکَ وَ إنَّکَ لاَحَقُّ بِهِ فَقَالَ علیه السّلام: إنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کَان مِیقَاتًا.3و4

  • «أمرى براى عمر مشگل شده و مبهم مانده بود؛ و در آن أمر با عبد الرحمن بن عوف اختلاف نظر داشت؛ عمر و عبد الرحمن هر دو به علىّ نامه‌اى نوشتند؛ و او را به حضور در نزد عمر تکلیف کردند. علىّ علیه السّلام در جواب آنها نوشت: باید در

    1. . «مناقب»، ج ١، ص ٢٥٩.
    2. همان.
    3. همان.
    4. آیۀ ١٧ از سورۀ ٧٨: النبأ