اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

86
  • النّارَ.1

  • «ای علی تو از جهت إسلام أوّلین مسلمان هستی! و از جهت ایمان اوّلین مؤمن هستی! و نسبت تو به من مثل نسبت هارون است به موسی! دروغ می‌گوید کسی که می‌گوید مرا دوست دارد در حالیکه بغض تو را داشته باشد!

  • ای علی! کسی که تو را دوست داشته باشد؛ مرا دوست دارد! و کسی که مرا دوست داشته باشد خداوند تعالی او را دوست دارد! و کسی که خدا او را دوست داشته باشد؛ او را داخل در بهشت می‌کند!

  • و کسی که تو را مبغوض داشته باشد؛ مرا مبغوض داشته است! و کسی که مرا مبغوض داشته باشد، خداوند تعالی او را مبغوض دارد؛ و او را داخل در آتش می‌کند.»

  • و ابن مغازلی شافعی، با سند خود از خالد بن قیس، روایت کرده است که: مردی از معاویه مسئله‌ای پرسید، معاویه گفت: از این مسئله از علی بن أبی طالب سؤال کن، چون او داناتر است!

  • آن مرد گفت: ای أمیرمؤمنان گفتار تو در این مسأله برای من پسندیده‌تر است از گفتار علی!

  • معاویه گفت: سخن زشتی گفتی؛ و مطلب شوم و ناروائی را بازگو کردی! کَرِهْتَ رَجُلًا کانَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم یَغُرُّهُ الْعِلْمَ غَرًّا؛ وَ لَقَدْ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ: أنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ مُوسَی إِلاَّ إنَّهُ لاَ نَبِیَّ بَعْدِی! وَ لَقَدْ کَانَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ یَسْألُهُ فَیَأخُذُ عَنْهُ؛ وَ لَقَدْ شَهِدْتُ عُمَرَ إذَا أشْکَلَ عَلَیْهِ شَی‌ْءٌ قَالَ: هَا هُنَا عَلِیٌّ.

    1. «فصول المهمّة»، ص ١٢٥؛ و «غایة المرام» قسمت أول، ص ١٢٤، حدیث نود و دوّم از «فصول المهمة» از کتاب «خصائص». و نیز این حدیث را در «غایة المرام ص ١١٤ حدیث پنجاه و پنجم از موفّق بن أحمد خوارزمی در کتاب «فضائل أمیرالمؤمنین علیه السّلام» با سند متّصل خود، از علاّمه فخر خوارزم محمود بن عمر زمخشری از أبو الحسن علی بن الحسین بن مدرک رازی، از اسماعیل بن حسن سمّان از محمّد بن عبد الواحد خزاعی غطّاء، از عبد الله بن سعید أنصاری از عبد الله بن أرادان خیاط شیرازی، از ابراهیم بن سعید جوهری وصی مأمون، از هارون الرّشید، از پدرش، از جدّش از عبد الله بن عباس آورده است که او می‌گوید: سمعتُ عُمَر بنَ خطّاب و عنده جماعة فتذاکروا السابقین الی الإسلام فقال عمر ـ تا آخر روایت. و در ج ٩ «بحار الأنوار» طبع کمپانی ص ٢٤٠، از کتاب «الفردوس» آورده است.