
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
38شما قرار خواهد گرفت! و در این صورت البتّه و البتّه پشیمان خواهید شد!
در این حال در میان شما علی برخاست؛ و بر آنچه پیغمبر با او شرط نموده بود؛ و او را بدان اُمور خوانده بود بیعت کرد؛ و خود را و روح خود را به رسول خدا فروخت.
آیا این امر را برای او نسبت به رسول خدا صلّی الله علیه و آله میدانی؟
عبّاس گفت: آری. میدانم!
أحمد حَنْبَل، حدیث عشیره را روایت میکند
و أحمد حَنْبَل با سند خود، از منهال از عبّاد بن عبد الله أسدی، از علیّ بن أبی طالب علیه السّلام، روایت میکند که: چون آیۀ وَ أنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأقْرَبِينَ نازل شد، پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم أهل بیت خود را جمع کرد؛ و سی نفر مجتمع شدند؛ و خوردند، و بیاشامیدند؛ و پس از آن به آنان گفت:
مَنْ یَضْمَنُ عَنِّی دَیْنِی، وَ مَواعِیدی؛ وَ یَکُونُ مَعِی فِی الْجَنَّةِ، وَ یَکُونُ خَلِیفَتِی فِی أهْلِی؟! فَقَالَ رَجُلٌ لَمْ یُسَمِّهِ شَرِیکٌ: یَا رَسُولَ اللهِ! أنْتَ کُنْتَ بَحْرًا مَنْ یَقُومُ بِهَذَا؟!
قَالَ: ثُمَّ قَالَ الآخَرُ قَالَ: فَعَرَض ذَلِکَ عَلَی أهْلِ بَیْتِهِ، فَقَالَ عَلِیٌ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ: أنَا1.
«کیست که از جانب من متعهّد دین و ذمّه من گردد؟ و مواعید و وعدههای مرا ادا کند؟ و با من در بهشت باشد؟ و جانشین من در أهل من باشد؟! مردی که راوی روایت: شریک، نام او را نبرد؛ گفت: ای رسول خدا! تو همانند دریا میباشی؛ چه کسی میتواند از عهدۀ دین و مواعید تو برآید؟! گفت؛ و پس از آن دیگری گفت، و پیغمبر این مطلب را بر أهل بینش عرضه داشت، و علی علیه السّلام گفت: من»!
- «مسند أحمد حنبل»، ج ١، ص ١١١؛ و این حدیث را در «کنز العمال» طبع دوّم حیدرآباد، ج ١٥ باب فضائل علی علیه السّلام ص ١١٣، در شمارۀ ٣٢٣، آورده است؛ و مجلسی در «بحار الأنوار»، ج ٩ ص ٢٩٥ از کتاب «عُمْده» آورده است، و «دلائل الصدق»، ج ٢ ص ٢٣٣ و علامۀ حلّی در «منهاج الکرامة». باید دانست که در «کنز العمال» که این حدیث را از «مسند احمد حنبل» و از ابن جریر روایت کرده است گفته است: که ابن جریر از طحاوی و از ضیاء در «مختاره» نقل کرده است؛ و آن را صحیح شمرده است و ملاّ علی متّقی در اوّل «کنز العمال» از سیوطی در دیباجۀ «جمع الجوامع» آورده است که جمیع روایات ضیاء در «مختاره» صحیح است. (طبع حیدرآباد، طبع دوّم ج ١٥ ص ١١٣ شمارۀ ٣٢٣)
