اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

26
  • قرار داد».1

  • باری، شاهد از این مطلب آنست که: آن مجلس را پیامبر فراهم ساخت، برای آنکه برای خود یاور و معین، و وزیر، و برادر، و مُواسی در گرفتاریها، و بلایا و شدائد، و گرانی بار نبوّت، و تبلیغ رسالت در زمان حیات و نگهبان و پاسدار وحی خداوندی، و حافظ دین خدا، و إمام و پیشوای اُمَّت إسلام بعد از ممات خود داشته باشد.

  • و بعینه همان طور که موسی، در أثر خطابِ خداوندی، خود را تنها دید؛ و نیازمند به برادری همچون هارون، که پشت و پناه او باشد؛ و در حمل أعْباءِ نبوّت، و أداء رسالت، به فرعون و فرعونیان، شریک و سهیم او باشد، همینطور رسول خدا، در أثر وحی خداوندی، به رسالت و إبلاغ آن به مردم جهان و مشرکان و کفّار و نبرد علمی و عملی با مخالفان و منافقان و دنیا طلبان که پیوسته سدّ محکم، و دژ مستحکم در نیل مراد پیامبران خدا هستند؛ خود را یکّه و تنها می‌بیند؛ و إعلان می‌دارد که: من خلیفه، و وزیر، و معین، و یار، و یاور و برادری می‌خواهم که دست مرا در این أمر بگیرد؛ و در أداء رسالت شریک و سهیم من باشد؛ و در مشکلات و أنواع بلایا و اقسام مصائب و گرفتاری‌ها، و کارشکنی‌های متعدّیان و متجاوزان، و نبرد با ستمکاران و ظالمان، و قلع و قمع فاجران و مجرمان، و رساندن ندای توحید به گوش مستضعفان جهان، و در بندماندگان و اُسَرای نفس أمّاره، و طواغیت زمان قدم به قدم با من باشد؛ و در سرّاء و ضرّاء، و روز و شب، و در صلح و جنگ، پشتیبان و وزیر و برادر من باشد؛ و بار رسالت را همانند من که بر دوش کشیده‌ام؛ او بار خلافت و إمامت و وزارت را بر دوش کشد؛ و در تمام مراحل و منازل سیر معنوی و روحی، با من باشد.

  • نبوّت پیامبر و وزارت علیّ با هم مجتمعند

  • و از جانب خداوند، علی در آن روز، به إمامت و ولایت و خلافت و وراثت و أخوّت منصوب شد. پس نبوّت رسول الله، از ولایت علی جدا نیست؛ و اسلام از روز اوّل بر دو پایۀ نبوّت و إمامت پایه گذاری شده است؛ و این سقف بر این دو بنیان استوار است؛ و با یک پایه بدون دیگری فرو می‌ریزد؛ و گسیخته و پاره می‌گردد؛ و از آن جز اسمی هیچ نمی‌ماند.

    1. علاّمه آية الله سيّد شرف الدّين عاملی در كتاب «المراجعات» مراجعۀ ٢٠، طبع اوّل، ص ١١١، در تعليقه گويد:
      «بنا بر آنچه ما در متن، اين حديث را از مصادر متقنه آورديم و در صحّت آن جای ترديد نيست، مكان و محلّی برای گزاف گوئی‌های ابن تيميّه و تحكّمات او كه از عصبيّت و حميّت او سرچشمه گرفته است نمی‌باشد. اين حديث را نويسندۀ اجتماعی مصری محمّد حسين هيكل ذكر كرده است. به ستون دوّم از صفحۀ پنجم از ضميمۀ شمارۀ ٢٧٥١ از روزنامۀ او: «السّياسة» صادر شده در روز ١٢ ذی‌القعدۀ سنه ١٣٥٠ مراجعه كنيد، آنرا مفصّلًاً می‌يابيد.
      و اگر به ستون چهارم از صفحۀ ششم از ضميمۀ شمارۀ ٢٧٨٥ از «السّياسة» مراجعه كنيد خواهيد يافت كه اين حديث را از مسلم در صحيحش و از أحمد در مسندش و از عبدالله بن أحمد در «زيادات المسند» و از ابن حجر هيثمی در «جمع الفوائد» و از ابن قتيبه در «عيون الأخبار» و از أحمد بن عبد ربّه در «العقد الفريد» و از عمرو بن بحر جاحظ در رسالۀ خود دربارۀ بنی هاشم، و از امام أبوإسحق ثعلبی در تفسير خود روايت كرده است.»
      سپس علاّمه شرف الدّين گويد:
      من می‌گويم: و اين حديث را جرجيس انگليسی در كتاب خود بنام «مقالة فی الإسلام» نقل كرده است، و اين كتاب را آن مرد ملحد پرتستانی كه خود را هاشم العربی نام نهاده است به عربی ترجمه نموده است؛ و شما اين حديث را در ص ٧٩ از طبع ششم ترجمۀ «مقاله» خواهيد يافت. و به جهت اشتهار اين حديث جماعتی از فرنگيان آنرا در كتابهای فرانسوی و انگليسی و آلمانی خود ذكر كرده‌اند، و توماس كارليل در كتابش بنام «الأبطال» مختصرش را ذكر كرده است.