اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

84
  • فَوَضَعَ إصْبَعَهُ فِی اُذُنَیْهِ فَقالَ: نَعَمْ! وَ إلاَّ فَاسْتَکَّتَا.1

  • «سَعْد وقَّاص انگشتان خود را در گوشهای خود نهاد، و گفت: آری! و گرنه این دو گوش کر شوند!».

  • و از ابن مغازلی شافعی با سند متّصل خود، از جابربن عبد الله آورده است که: رسول خدا برای غَزْوه‌ای بیرون می‌رفت و به علی گفت: اخْلُفْنِی فِی أهْلِی‌! فَقَالَ: یا رَسُولَ اللهِ! یَقُولُ النَّاسُ: خَذَلَ ابْنَ عَمِّهِ. فَرَدَّهَا عَلَیْهِ! فَقالَ رَسُولُ اللهِ:

  • أمَا تَرْضَی أنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَاروُنَ مِنْ مُوسَی إِلاَّ إنَّهُ لاَ نَبیَّ بَعْدِی.2

  • «جانشین من باش در میان أهل من! علی گفت: ای رسول خدا! مردم می‌گویند: رسول خدا پسر عمویش را مخذول داشت؛ و او را در این غزوه نپذیرفت! رسول خدا فرمود: آیا نمی‌پسندی که منزله تو با من منزله هارون با موسی باشد بجز نبوّت؟!»

  • و نیز از ابن مغازلیّ، با سند متّصل خود، از مصعب بن سَعْد، از پدرش روایت کرده است که: معاویه به من گفت: آیا علی را دوست داری!!

  • قالَ سَعْدٌ: قُلْتُ: وَ کَیْفَ لا اُحِبُّهُ وَ قَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم یَقُولُ لَهُ: أنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ مُوسَی إِلاَّ إنَّهُ لاَ نَبیَّ بَعْدِی‌: وَ لَقَدْ رَأیْتُهُ بَارِزًا یَوْمَ بَدْرٍ وَ جَعَلَ یُحَمْحِمُ کَمَا یُحَمْحِمُ الْفَرَسُ وَ یَقُولُ:

  • بَازِلُ عَامَیْنِ حِدیثُ سِنّی***سَنَحْنَحُ اللَّیْلِ کَأنِّی جِنِّی‌
  • لِمِثْلِ هَذَا وَلَدَتْنی أمِّی‌

    1. «غایة المرام» قسمت أول، ص ١١١ حدیث بیست و دوّم. و همچنین مضمون این حدیث را در «غایة المرام ص ١٣٠ حدیث پانزدهم از «أمالی طوسی» با سلسلۀ سند متّصل خود از سعید بن مسیب از سعد وقّاص روایت می‌کند و استکّتا با تشدید کاف است اسْتَکَّ یسْتَکَّ استکاکًا یعنی کَر شدن و صَمَم پیدا کردن، و ثلاثی آن سَکّ یسکّ سکّا می‌باشد. و «مناقب» ابن مغازلی ص ٢٧ و ص ٢٨ حدیث ٤٠، و ص ٣٣ حدیث ٤٠ و «مناقب» ص ٣٣ حدیث ٥٠ و «مناقب» خوارزمی طبع سنگی ص ٩٥ و طبع نجف ص ٩٥ و ص ٩٦ و «اسدالغابة» ج ٤، ص ٢٦ و ص ٢٧.
    2. «غایة المرام» ص ١١١، حدیث بیست و ششم. و در «بحار الأنوار» ج ٩، ص ٢٤٠ از کتاب «عمدۀ» ابن بطریق روایت کرده است، و «مناقب» ابن مغازلی ص ٢٩، حدیث ٤٣.