
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
74«جنگ علی جنگ خداست؛ و صلح علی صلح خداست».
و گفتار او: وَلِیُّ عَلِیٍّ وَلِیُّ اللهِ؛ وَ عَدُوُّ عَلِیٍّ عَدُوُّ اللهِ.
«آن که در تحت و ولایت علی است در تحت ولایت خداست؛ و دشمن علی دشمن خداست».
و گفتار او: عَلِیٌّ حُجَّةُ اللهِ عَلَی عِبَادِهِ.
«علی حجّت خداوند است، بر بندگانش».
و گفتار او: حُبُّ عَلِیٍّ إیمانٌ وَ بُغْضُهُ کُفْرٌ.
«محبّت علی ایمان است و بغض او کفر است».
و گفتار او: حِزْبُ عَلِیٍّ حِزْبُ اللهِ؛ وَ حِزْبُ أعْدائِهِ حِزْبُ الشَّیْطانِ.
«حزب علی حزب خداست؛ و حزب دشمنان علی حزب شیطان است».
و گفتار او: عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَهُ لا یَفْتَرِقانِ.
«علی با حقّ است و حقّ با علی است که از هم جدا نمیشوند».
و گفتار او: عَلِیٌّ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ.
«علی تقسیم کننده بهشت و آتش است».
و گفتار او مَنْ فَارَقَ عَلِیًّا فَقَدْ فَارَقَنِی، وَ مَنْ فَارَقَنی فَقَدْ فَارَقَ اللهَ.
«کسی که از علی دوری کند از من دوری کرده است؛ و کسی که از من دوری کند، از خدا دوری کرده است».
و گفتار او: شِیعَةُ عَلِیٍّ هُمُ الْفَائِزُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ 1.
«شیعیان علی؛ فقط و فقط ایشانند رستگاران در روز قیامت».
- «ینابیع المودّة» طبع اسلامبول، ج ١، باب ٧، ص ٥٥ و ص ٥٦. و ابن عبد البرّ در «استیعاب» ج ٣، ص ١١٠٩ و ص ١١١٠ از معمر، از ابن طاوس، از پدرش، از مطلب بن عبد الله بن حنطب، آورده است که: چون وافدین طائفۀ ثقیف به نزد رسول الله آمدند؛ رسول خدا به آنها گفت: لَتَسْلَمُنَّ أولَأبْعَثَنَّ رَجُلًامنّی ـ أوقال: مثل نفسی ـ فلیضربنّ أعناقکم ولَیسبَینَّ ذراریکم ولیأخُذَنَّ أموالکم. قال عمر: فوالله ما تمنّیتُ الإمارة إلاّیؤمئذ و جعلت أنصب صدری له رجاء أنْ یقول: هو هذا. قال: فالتفت الی علی رضی الله عنه؛ فأخذ بیده ثم قال: هو هذا.
«باید اسلام بیاورید و تسلیم شوید! و گرنه من به سوی شما مردی را که از من است ـ و یا آنکه فرمود: مثل نفس من است ـ بر میانگیزم تا گردنهای شما را بزند؛ و أطفال شما را اسیر کند؛ و اموال شما را بگیرد. عمر میگوید: سوگند به خدا که من در هیچ موقعی آرزوی ریاست و إمارت را نکردم مگر در آن روز و پیوسته در سینه و نیّت خود داشتم که پیغمبر بگوید: اینست آن مرد. ولی پیغمبر به سوی علی ابن ابی طالب علیه السّلام توجّه کرد و دست او را گرفت و گفت: آن کس این مرد است.»
- «ینابیع المودّة» طبع اسلامبول، ج ١، باب ٧، ص ٥٥ و ص ٥٦. و ابن عبد البرّ در «استیعاب» ج ٣، ص ١١٠٩ و ص ١١١٠ از معمر، از ابن طاوس، از پدرش، از مطلب بن عبد الله بن حنطب، آورده است که: چون وافدین طائفۀ ثقیف به نزد رسول الله آمدند؛ رسول خدا به آنها گفت: لَتَسْلَمُنَّ أولَأبْعَثَنَّ رَجُلًامنّی ـ أوقال: مثل نفسی ـ فلیضربنّ أعناقکم ولَیسبَینَّ ذراریکم ولیأخُذَنَّ أموالکم. قال عمر: فوالله ما تمنّیتُ الإمارة إلاّیؤمئذ و جعلت أنصب صدری له رجاء أنْ یقول: هو هذا. قال: فالتفت الی علی رضی الله عنه؛ فأخذ بیده ثم قال: هو هذا.
