
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
53هَدَمَهُ 1.
«ای نور چشم من، هیچگاه علی را یاد مکن مگر به خیر! زیرا که بنی أمیّه بر بالای منبرهای خود او را هشتاد سال لعنت کردند؛ و خداوند بواسطۀ این عملشان چیزی را زیاد نکرد مگر رفعت و بلندی مقام او را.
دنیا هیچوقت بُنْیانی و عمارتی را بنا نمیکند، مگر آنکه بر میگردد و آنچه را که بنا کرده است خراب میکند؛ و أمّا دین هیچوقت بنائی و عمارتی را که ساخته است خراب نمیکند.»
عثمان بن سعید از مُطَّلِب بن زیاد، از أبو بکر بن عبد الله إصفهانی روایت میکند که گفت: یک نفر زنازاده از بنی أمیّه که خود را به آنها منتسب میکرد پیوسته علی علیه السّلام را شتم مینمود.
و چون روز جمعهای بود و او خطبه میخواند برای مردم گفت: وَاللهِ إنْ کَانَ رَسُولُ اللهِ لَیَسْتَعْمِلُهُ وَ إنَّهُ لَیَعْلَمُ مَا هُوَ؛ وَلَکِنَّهُ کَانَ خَتَنَهُ.
«قسم به خدا که رسول خدا که علی را بکار میگرفت و مأموریت میداد؛ از هویّت و ماهیّت و جنس علی خوب خبر داشت؛ و لیکن چون دامادش بود؛ چارهای نداشت.»
در این حال که خطبه میخواند، سعید بن مُسَیِّب را که از زُمرۀ مستمعان بود، چُرْت گرفت و ناگهان چشمان خود را باز کرد؛ و گفت: وای بر شما! این مرد خبیث چه گفت؟ من اینک دیدم: قبر رسول خدا صلّی الله علیه و آله شکافته شد، و رسول خدا میگوید: کَذِبْتَ یَا عَدُوَّاللهِ، «ای دشمن خدا دروغ گفتی!»
قنّاد، از أسباط بن نَصْر همدانی، از سدّی، روایت میکند که گفت: در هنگامی که من در مدینه در محلّه أحْجارِ زَیْت بودم، مرد سواری بر شتری روی آورد؛ و ایستاد و سبّ علی علیه السّلام را کرد؛ و مردم گرداگرد او جمع شدند؛ و به او تماشا میکردند؛ در همین حال سَعْد بن أبِی وقَّاص آمد و گفت: خداوندا! اگر این
- این حدیث را ابن عبد البرّ در «استیعاب» ج ٣ ص ١١١٨، از ابن وهب از حفص بن مَیْسره از عامر بن عبد الله بن زبیر آورده است که چون شنید پسرش به علی بن ابی طالب بدگوئی میکند، گفت: إیَّاکَ وَالْعَودَةَ إلی ذلک «مبادا دیگر چنین سخنی بگوئی! زیرا که بنی امیّه» تا آخر حدیث.
