اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

43
  • هَذَا أخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی مِنْ بَعْدِی‌. «اینست برادر من؛ و وصیّ من؛ و جانشین و خلیفۀ من پس از مرگ من»! 

  • آن قوم برخاستند؛ و مسخره می‌کردند؛ و می‌خندیدندٰ؛ و به أبو طالب می‌گفتند: أطِعْ ابْنَکَ! فَقَدْ أمَّرَهُ عَلَیْکَ1 «از پسرت فرمانبرداری کن! زیرا محمّد او را أمیر تو قرار داده است»!

  • در اینجا چقدر مناسب است دو حکایت لطیف و شیرین را در این موضوع بیاوریم و آن دو حکایت در «مناقب» ابن شهرآشوب است. او گوید: ابن عبد ربّه در «عقد الفرید» آورده است بلکه عامّه بأجمعهم آورده‌اند از أبو رافع و غیر او که دربارۀ ارث بردن از بُرْد و یا ردَای پیغمبر، علی با عبّاس نزاع نموده، و او را نزد ابو بکر برد و همچنین دربارۀ شمشیر و اسب پیغمبر. أبو بکر گفت: أَیْنَ کُنْتَ یَا ابْنَ عَبّاس حینَ جَمَعَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم بَنِی عَبْدِالْمُطَّلِب وَ أنْتَ أَحَدُهُمْ فَقالَ: أیُّکُمْ یُوازِرُنی فَیَکُونَ وَصِیّی وَ خَلیفَتِی فی أهْلِی وَ یُنْجِزَ مَوْعِدی وَ یَقْضِیَ دَیْنِی‌؟

  • «کجا بودی تو ای ابن عبّاس در وقتی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بنو عبد المطلب را جمع کرد و تو یکی از آنها بودی و به شما گفت: کیست از شما که با من موازرت و معاونت کند و وصیّ من و جانشین من در أهل من و وفا کننده به وعدۀ من و ادا کننده دین من بوده باشد»؟

  • ابن عبّاس گفت: اگر مطلب چنین است فَما أقْعَدَکَ مَجْلِسَکَ هَذَا؟ تَقَدَّمْتَهُ وَ تَأمَّرْتَ عَلَیْهِ؟

  • «به چه علّت تو در اینجا نشسته‌ای؟! و از او جلو افتاده‌ای و بر او أمر می‌کنی»؟ ابو بکر گفت: أغَدْرًا یا بَنی عبدِالمطّلب «شما با این صحنه سازی خواسته‌اید مرا در دام بیندازید و به من غدر نموده‌اید».

  • و حکایت دوم آنست که یک نفر از متکلّمین زمان هارون الرّشید به هارون گفت:

    1. «شرح نهج البلاغه» از طبع چهار جلدی افست بیروت، ج ٣، ص ٢٦٧؛ و از طبع دار إحیاء الکتب العربیّه مصر ج ١٥ ص ٢٤٤ و ص ٢٤٥؛ و مختصر آن را که فقط شامل کلام رسول خدا و أمیرالمؤمنین علیهما السّلام است، شیخ محمد حسن مظفّر در «دلائل الصّدق» ج ٢ ص ٢٣٣ آورده است.