
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
147اختلاف را نگریستی!
یا جَابِرُ! إنَّ الْجَاحِدَ لِصَاحِبِ الزَّمانِ کَالْجَاحِدِ لِرَسُولِ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فِی أیّامِهِ.
«ای جابر! منکر امام هر عصری و صاحب زمان آن دوره؛ همچون منکر رسول خداست در دورۀ رسول خدا.»
ای جابر گوش کن و نگهدار! جابر میگوید: عرض کردم: اگر تو بخواهی!1
حضرت فرمود: گوش کن و نگهدار؛ و چون مرکب تو، تو را به منزلت رسانید تبلیغ کن!
خطبۀ وسیله و بیان انحراف از استخلاف رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم
أمیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از هفت روز که از رحلت رسول خدا گذشته بود ـ و این در وقتی بود که از جمعآوری قرآن و تألیف آن فارغ شده بود ـ برای مردم مدینه خطبه خواند و گفت: ال الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَعَ الأوْهَامَ أنْ تَنَالَ إلاَّوُجودَهُ وَ حَجَبَ الْعُقوُلَ أنْ تَتَخَیَّلَ ذَاتَهُ؛ و بعد از حمد بلیغ و ثناء جمیل، و صلوات و درود بینظیر بر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و بیان آیات قرآن که دلالت بر إمامت آن حضرت دارد، تا میرسد به اینجا که میگوید:
فَإنَّ اللهَ تَبَارَکَ اسْمُهُ امْتَحَنَ بِی عِبَادَهُ؛ وَ قَتَلَ بِیَدِی أضْدَادَهُ؛ وَ أفْنَی بِسَیْفِی جُحَّادَهُ؛ وَ جَعَلَنِی زُلْفَةً لِلْمُؤْمِنِینَ؛ وَ حِیَاضَ مَوْتٍ عَلَی الْجَبّارِینَ؛ وَ سَیْفَهُ عَلَی الْمُجْرِمِینَ؛ وَ شَدَّ بِی أزْرَ رَسُولِهِ؛ وَ أکْرَمَنِی بِنَصْرِهِ؛ وَ شَرَّفَنِی بِعِلْمِهِ؛ وَ حَبَانِی بِأحْکَامِهِ؛ وَاخْتَصَّنِی بِوَصِیَّتِهِ؛ وَاصْطَفانِی بِخِلافَتِهِ فِی اُمَّتِهِ؛ فَقَالَ: صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ وَ قَدْ حَشَدَهُ الْمُهاجِرُونَ وَالأنْصَارُ وَانْغَصَّتْ بِهِمْ الْمَحَافِلُ:
أیُّهَا النّاسُ! إنَّ عَلِیًّا مِنِّی کَهَارُونَ مِنْ مُوسَی إلاّ أنَّهُ لا نَبِی بَعْدی! فَعَقَلَ الْمُؤمِنُونَ عَنِ اللهِ نُطْقَ الرَّسُولِ، إذْ عَرَفُونِی أنِّی لَسْتُ بِأخِیهِ لأبِیهِ وَ اُمِّهِ؛ کَما کَانَ هَارُونُ أخَا مُوسَی لأبِیهِ وَ اُمِّهِ؛ وَ لاَ کُنْتُ نَبِیًّا فَاقْتَضَی نُبُوَّةً وَلَکِنْ کانَ ذَلِکَ مِنْهُ اسْتِخْلاَفًا لِی کَمَا
- یعنی إی پسر رسول خدا؛ اگر تو بخواهی از تو گوش میکنم و آن را حفظ و نگهداری میکنم؛ و به هیچکس از مردم بازگو نمیکنم؛ و چون جابر تصوّر کرده بود که: منظور إمام از نگهداری آن اینست که به کسی بازگو نکند؛ حضرت برای او روشن ساختند که در شهرهای خود اگر بگوئی در وقتی که راحله و مرکب تو، تو را بدانجا رساند؛ برای شیعیان ما بیان کن! و این حقایق را آشکار ساز!
