
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
124شخص خطیبِ زعیم نمیتواند از کنار آن به بیاعتنائی عبور کند1. تمام حضّار را ترک کردم؛ بطوری که نه أهل ورود بودند و نه أهل خروج؛ مانند کسانی بودند حیرت زده در بیابانی قَفْر که دلیل خود را گم کردهاند؛ و من بر أمثال اینگونه امور توانا هستم.
و در پایین نامه نوشت:
إذَا مَعْشَری لَمْ یُنْصِفُونی وَجَدْتَنِی *** اُدَافِعُ عَنِّی الضَّیْمَ مَا دُمْتُ بَاقِیا ١ وَ کَمْ مَعْشَرٍ أعْیَتْ قَناتِی عَلَیْهِمُ *** فَلاَمُواوَألْفَوْنیلَدَیالْعَزْمِمَاضِیَا٢ وَ هَمٍّ بِهِ ضَاقَتْ صُدُورٌ فَرَحْبُهُ *** وَ کُنْتُ بِطِبِّی لِلرِّجَالِ مُداوِیا ٣ اُدَافِعُ بِالْحِلْمِ الْجَهُولَ مَکِیدَةً *** وَ أخْفِی لَهُ تَحْتَ الْعِضَاةِ الدَّواهِیَا ٤ فَإنْ تَدْنُ مِنِّی أدْنُ مِنْکَ وَ إنْ تَبِنْ *** تَجِدْنِی إذَا لَمْ تَدْنُ مِنِّیَ نَائیَا ٥ ١ـ در وقتی که جماعت من از درِ انصاف با من در نیایند؛ تو مرا چنین مییابی که تا هنگامی که زنده هستم؛ از خودم ظلم و ستم را دفع میکنم.
٢ـ و چه بسیار از جماعتهائی که نیزۀ من آنها را از پا در آورده است، پس مرا ملامت کردهاند؛ و مرا در وقت تصمیم و إراده، نافذ و برّنده یافتهاند.
٣ـ و چه بسیار از غصّهها و أندوههائی که بواسطۀ آن سینههائی تنگ و خسته شده بود، که من گشودم و آن را برطرف کردم؛ و من حالم اینطور است که بواسطۀ طبّی که دارم مردان را مداوا میکنم.
٤ـ با بردباری و حلمی که دارم، از روی مکر و خدعه شخص جاهل را از خود دفع میکنم؛ و لیکن در زیر درخت خاردار مصائبی را برای او پنهان میدارم.
٥ـ و بنا بر این اگر تو به من نزدیک شوی؛ من هم به تو نزدیک میشوم، و اگر جدا شوی؛ مرا در وقتی که به من نزدیک نیستی، دور خواهی یافت».
معاویه آنچه را که زیاد میخواست به او داد و با خطّ خود برای وثوق او تعهّد را نوشت. زیاد به شام آمد، معاویه او را گرامی داشت و پذیرائی کرد و مقرّب شمرد؛
- در نسخه مطبوعۀ از شرح ابن أبی الحدید بدین عبارت است که: و لقد قمت یوم قرأت کتابک مقاما یعبأ به الخطیب المدره. فلهذا اینطور ترجمه نمودیم، ولی در نسخۀ «جمهرة الرسائل» یعیابه مضبوط است و معنای آن این میشود که: خطیب زعیم متکلّم را عاجز میکند.
