اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

109
  • وَ عَن شِمَالِهِ؛ فَاحْذَرُهُ، ثُمَّ احْذَرْهُ ثُمَّ احْذَرْهُ؛ وَالسَّلامُ!1 

  • «أمّا بعد؛ من تو را به ولایت فارس همان گونه که بودی؛ والی قرار دآدم! و من می‌بینم که تو برای این ولایت، أهلیّت داری! از أبوسُفیان در زمان عُمَر، لغزشی در گفتار او پیدا شد؛ که از نیّت فاسد، و آرزوهای خراب و تباه و گمراه، و از تسویلات و دروغهای نفس أمّاره بود؛ تو بواسطۀ آن گفتار از او إرث نمی‌بری؛ و نسبت بدو بر نمی‌گردد؛ و تحقیقاً که معاویه همچون شیطان رجیم است که در برابر شخص می‌آید؛ و جلو می‌گیرد؛ و از پشت او می‌آید؛ و از طرف راست او، و از طرف چپ او می‌آید؛ از او بپرهیز! باز از او بپرهیز! باز از او بپرهیز! و السّلام».

  • داستان استلحاق معاویه، زیاد را به أبو سفیان‌

  • شرح و بیان این پاسخ أمیرالمؤمنین علیه السّلام به زیاد بن سُمَیَّه، احتیاج به داستان تاریخی دارد؛ از این قرار که: زیاد که کنیۀ او أبو المغُیرَه است مادرش سُمَیَّه کنیزی بوده است، متعلّق به یکی از دهقانهای ایرانی‌2 که در طائف می‌زیسته است. این دهقان مریض می‌شود؛ و برای معالجۀ خود، حَرْث بْنُ کَلْدة ثَقَفِیّ را که طبیب بوده است می‌طلبد، حَرْث بن کَلْده او را معالجه می‌کند، و او خوب می‌شود، دهقان در مقابل اجرت طبیب، سُمَیَّه را به او می‌بخشد، و حَرْث از سُمَیَّه دو پسر می‌آورد به نامهای نفیع و نافع. و سپس حَرْث، سُمَیَّه را به ازدواج غلام رومی خود

    1. «شرح نهج البلاغه» طبع دار الکتاب العربیّه، ج ١٦، ص ١٨١ و ص ١٨٢، و «غایة المرام» قسمت أوّل، ص ١٢٥ و ص ١٢٦ حدیث شمارۀ یکصدم. و «استیعاب» ج ٢، ص ٥٢٥ و ص ٥٢٦.
    2. در «عقد الفرید» ج ٣ ص ٢٢٨ گوید: که سُمَیَّه مادر زیاد را أبو الخیر بن عمرو بن کندی به طبیب معالج خود، حرث بن کلده بخشید؛ و در فراش او نافع و أبو بکره را زائید و چون رنگ ابو بکره را مشابه خود ندید آن را أمر منکری شمرد؛ و نیز به او گفته شد که: این جاریۀ تو زناکار است فلهذا حرث بن کلده أبو بکره و نافع را از خود نفی کرد و سُمَیَّه را به عبید که غلام دخترش بود تزویج کرد؛ و سُمَیَّه در فراش عُبَید، زیاد را زائید. و در غزوۀ طائف منادی رسول خدا ندا در داد: هر بنده‌ای که از قلعه فرود آید آزاد است و ولای او بر خدا و رسول خداست. أبو بکره از قلعه فرود آمد و مسلمان شد و به پیغمبر پیوست. حرث بن کلده که دید أبو بکره را از خود نفی کرده، و او را غلام زاده خود دانسته است، و همین بندگی سبب اسلام و حریّت أبو بکره شده است به برادر أبو بکره نافع گفت: أنْت ابْنی تو پسر من هستی و مانند أبو بکره عمل مکن. فلهذا نافع مُلحق به حرث بن کلده شد ـ انتهی. و بنا بر این سه پسران سُمَیَّه هر یک از مردی بوده‌اند: زیاد از نطفه أبو سفیان و نافع از نطفه حرث بن کَلْدَه و نُفَیع برادرش که أبو بکره است از نطفه عبید بوده است. نُفَیْع چون هنگام نزول از قلعه با ریسمانی توسّط قرقره پائین آمد، فلهذا به أبو بکره ملقّب شد.