
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
36مجتمع کن؛ و در سه بار که من یک صاع از طعام و برّهای طبخ میکردم، و یک قدح شیر تهیه میکردم؛ و میخوردند و سیر و سیراب میشدند؛ و در دو بار گفتند: ما مانند امروز چنین سحری ندیدهایم! و در مرتبه سوّم، رسول خدا به سخن مبادرت کرد، و گفت: أیُّکُمْ یَقْضِی دَیْنِی وَ یَکُونُ خَلِیفَتِی وَ وَصِیَّی مِنْ بَعْدِی؟!
«کدام یک از شما دین مرا میدهد؟ و جانشین من میباشد؟ و پس از من وصیّ من میباشد»؟!
عبّاس ساکت شد؛ و ترسید که همۀ مالش را دین رسول خدا فرا گیرد؛ و رسول خدا آن سخن را برای آن أفراد گرد آمده، إعاده نمود؛ باز عبّاس ساکت شد؛ از ترس آنکه دین رسول خدا مالش را فرا گیرد. و حضرت رسول برای بار سوّم سخن خود را تکرار کردند؛ و أمیرالمؤمنین علیه السّلام گفتند: من در آن روز از همه آنها زیّ و هیئتم و ریخت و شمایلم نامناسبتر و بدتر بود: إنِّی یَوْمَئذٍ أحْمَشُ السّاقَیْنِ؛ أعْمَشُ الْعَیْنَیْنِ ضَخْمُ الْبَطْنِ بودم؛ و گفتم: أنَا یَا رَسُولَ اللهِ! «من هستم آن کس ای رسول خدا»!
پیغمبر گفت: أنْتَ یَا عَلِیُّ! أنْتَ یَا عَلِیُّ! «تو هستی ای علی! تو هستی ای علی»!1
روایت ١٤٠ را با سند متّصل خود، از عبد الله بن عبّاس از علی بن ابی طالب علیه السّلام روایت میکند. و این روایت بعینها در عباراتْ همان روایتی است که أوّلاً ما از حاکم حسکانی ذکر کردهایم2.
روایت ١٤١ را با سند متّصل خود از أبو رافع روایت میکند. و این روایت بعینها همان روایتی است که ما از «غایة المرام» از محمّد بن عبّاس بن ماهیار، از تفسیر القرآن فیما نزل فی أهل البیت علیهم السّلام آوردیم3.
- همین مصدر ص ٨٦ و ص ٨٧. و در این روایت معلوم است که ذیل آن که از سکوت عباس ذکر میکند، مجعول و ساختگی است، و هیچ مناسبت با دعوت رسول در بدو بعثت ندارد؛ و جاعل خواسته است تعهّد به دین رسالت را با دین شخصی خلط کند.
- همین مصدر ص ٨٧ و ص ٨٨.
- همین مصدر ص ٨٨ و ص ٨٩.
