
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
29ثُمَّ قَالَ لأبِیطَالِبٍ: یَا أبَا طَالِبٍ! اسْمَعِ الآنَ لابْنِکَ وَ أطِعْ فَقَدْ جَعَلَهُ اللهُ مِنْ نَبِیِّهِ بِمَنْزِلَةِ هَارونَ مِنْ مُوسَی ـ الحدیث1.
در «غایة المرام» از محمّد بن عبّاس بن مَاهْیَار؛ در تَفْسیرُ الْقُرْآنِ فیما نَزَلَ فی أهْلِ البیت علیهم السّلام با سند متّصل خود از مُحَمَّد بن عبد الله بن أبی رافع که غلام رسول خدا بوده است، از پدرش، از جدّش أبو رافع2 روایت کرده است که: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم جمیع بنی عبد المطّلب را در شِعْب گرد آورد؛ و در آنوقت أولاد عبد المطّلب (جدّ رسول خدا) چهل نفر بودند؛ و برای آنان پای گوسفندی را طبخ کرد؛ و نان را خُرْد کرده، و آبگوشت را بر روی آن ریخت؛ و آن ثَرِید3 و گوشت را در پیش آنها گذارد. ایشان همگی بخوردند و سیر شدند.
و پس از آن قَدَحی را نزد آنها گذارد؛ و همگی از آن نوشیدند و سیراب شدند. ابو لَهَب گفت: سوگند به خدا که یک نفر از ما این ظرف طعام را میخورد؛ و معلوم نیست سیر شود؛ و یک کاسه و قدح نبیذ را میآشامد؛ و سیراب نمیشود. و این ابن أبی کَبْشه (لقبی است که أبو لَهَبَ، رسول الله را به آن یاد میکرد) همگی ما را در اینجا مجتمع نموده است؛ و با یک پای گوسفند و یک قدح ما را سیر و سیراب کرده است. این عمل او نیست مگر جادوئی آشکارا؛ و سحری روشن و هویدا.
در این حال رسول خدا بدین عبارات ایشان را دعوت کرد که: خداوند تبارک و تعالی مرا أمر کرده است که: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ وَ رَهْطَکَ الْمُخْلَصِینَ «از مقام
- «کتاب سُلَیم بن قَیْس» ص ١٩٩ و ص ٢٠٠. و قیس بن سعد در ضمن همین احتجاج بر معاویه چنانچه در ص ٢٠١ وارد است میگوید: و رسول خدا به علی در غزوۀ تبوک گفت: أنت مِنی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبیّ بعدی.
- در کتاب «الإصابة فی تمییز الصّحابة» آورده است که: أبو رافع قبطیّ غلام رسول الله بوده است، و أسامی مختلفی برای او نقل شده است؛ و ابن عبد البر گوید: مشهور آنست که اسم او أسْلَم بوده است. أبو رافع در أوّل امر غلام عبّاس بن عبد المطّلب بوده است و عبّاس او را به پیغمبر بخشید؛ و چون أبو رافع به پیغمبر بشارت اسلام آوردن عباس را داد، پیغمبر او را آزاد کرد. و إسلام أبو رافع قبل از غزوه بدر بوده است و لیکن در بدر حضور نیافت و در غزوۀ اُحُد و غزوات بعد از آن حضور یافت. او از پیغمبر و از عبد الله بن مسعود روایت میکند (ج ٤، ص ٦٨)
- ثَرید آبگوشتی است که در آن نان را خرد کرده و میخورند؛ و در پارسی به آن ترید گویند. و صحیح آن همان ثرید است.
