
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
241و سپس گفت: بار پروردگار من! تو برای خودت حقوقی را بر او واجب نمودهای! و برای من نیز حقوقی را بر او واجب کردهای! خداوندا من از همۀ حقوقی که تو برای من براو واجب کردهای بگذر، و همه را به او بخشیدم؛ پس تو هم از همۀ حقوقت که بر او واجب کردهای بگذر، و همه را به او ببخشای! چون تو به حقّ و کَرَم سزاوارتر از من هستی.»
أبو ذرّ چند رأس گوسپندی داشت که خود و عیالش از آن إعاشه میکردند؛ مرضی بدآنها رسید که به آن نُقَار1 گویند؛ و تمامی آنها مردند. فقر و شدّت و گرسنگی شدیدی به أبو ذرّ و دخترش رسید؛ و زوجهاش بمرد.
دختر گفت: پدر جان! گرسنگی سخت روی آورده؛ سه روز است چیزی نخوردهایم!
أبو ذرّ گفت: ای دختر جان! ما را ببر به ریگستان شاید در آنجا قَتّ2 بیابیم (یکنوع گیاهی است که دانه دارد) و چون به ریگستان رفتند چیزی نیافتند.
دختر میگوید: پدر من قدری از ریگها را جمع کرد؛ و سر بر روی آن نهاد؛ و من دیدم چشمانش دگرگون شده است. گریه سر دادم و گفتم: ای پدر من با تو چکنم؟ من در این بیابان تنها هستم!
پدرم گفت: ای دختر من! مترس؛ من چون روح از بدنم مفارقت کرد، کسی از أهل عراق میآید و تو را در امور تجهیز و تکفین من کفایت میکند. حبیب من رسول خدا در غزوۀ تبوک به من خبر داده است؛ و گفته است: ای أبو ذرّ! تنها زیست میکنی، و تنها میمیری، و تنها به بهشت وارد میشوی! کامیاب و فائز میگردند به جهت تو أقوامی از أهل عراق که متولّی غُسل و تجهیز و دفن تو میشوند! چون بمردم این کِسآء را بر روی صورت من بکش، آنگاه در کنار جادّۀ عراق بنشین؛ چون کاروانی روی آورد، برخیز و به نزد ایشان برو و بگو: این أبو ذرّ صحابی رسول خداست که از دنیا رفته است.
- نُقار هموزن غُراب، دردی است شبیه طاعون که به چهار پایان میرسد.
- قَتّ یک نوع دانه صحرائی است که بادیه نشینان بعد از کوبیدن و پختن آنرا میخورند.
