
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
240«رسول خدا گفت: خداوند تو را رحمت کند! تنها زندگی میکنی، و تنها میمیری، و تنها مبعوث میشوی، و تنها به بهشت میروی! سعادتمند میگردند طائفهای از أهل عراق که متصدّی و مباشر غُسل دادن، و کفن کردن، و دفن نمودن تو میشوند.»
جان دادن ابوذر به تبعید عثمان در رَبَذَه غریباً وحیداً
و چون عثمان او را به رَبَذَه تبعید کرد؛1 در آنجا پسرش: ذَرّ از دنیا رفت؛ أبو ذرّ پس از دفن او بر روی قبرش ایستاد و گفت: رَحِمَکَ اللهُ یَا ذَرُّ لَقَدْ کُنْتَ کَرِیمَ الْخُلْقِ بَارًّا بِالْوَالِدَیْنِ! وَ مَا عَلَیَّ فِی مَوْتِکَ مِنْ غَضَاضَةٍ؛ وَ مَالِی إلَی غَیْرِاللهِ مِنْ حَاجَةٍ؛ وَ قَدْ شَغَلَنِیالْإهْتِمَامُ لَکَ عَنِ الْاغْتِمَامِ بِکَ! لَوْلاَ هَوْلُ الْمُطَّلَعِ لَأحْبَبْتُ أنْ اَکُونَ مَکَانَکَ!
فَلَیْتَ شِعْرِی مَا قَالُوا لَکَ؟ وَ مَا قُلْتَ لَهُمْ؟
ثُمَّ قَالَ: اللهُمَّ إنَکَ فَرَضْتَ لَکَ عَلَیْهِ حقّاً وَ فَرَضْتَ لِی عَلَیْهِ حُقُوقًا فَإنِّی قَدْ وَهَبْتُ لَهُ مَا فَرَضْتَ لِی عَلَیْهِ مِنَ الْحُقُوقِ فَهَبْ لَهُ مَا فَرَضْتَ عَلَیْهِ مِنْ حُقُوقِکَ! أوْلَی بِالْحَقِّ وَالْکَرَم مِنِّی!
«خداوند تو را رحمت کند ای ذرّ! حقّاً أخلاق کریمانهای داشتی! و با پدر و مادرت نیکو بودی! من به سبب مرگ تو در خودم ذلّت و منقصتی نمیبینم؛ و من به سوی غیر خداوند نیازی ندارم. آنقدر من دربارۀ اُمور تو از این به بعد در فکرم، که دیگر من مجال و وقت غصّه و أندوه بر تو را ندارم! و اگر ترس از واردات ناگهانی را که از عالم بالا با شدّت نزول میکند؛ و إشراقات قویّ که انسان را به ترس میافکند، نداشتم؛ حقّا من دوست داشتم که بجای تو بودم؛ و قدم در آستانۀ مرگ گذارده بودم. و ای کاش میدانستم در آنجا چه چیز به تو گفتهاند؟ و تو به آنها چه گفتهای؟
- در تبعید کردن أبو ذرّ به رَبَذه در میان مورّخین خلاف نیست، و شرح آن را ابن أبی الحدید در «شرح نهج البلاغه» طبع دار الاحیاء در تحت شمارۀ ١٢٨: و من کلامه علیه السّلام بأبی ذرِّ الغفاری، در ج ٨، از ص ٢٥٢ تا ص ٢٦٢ آورده است.
