
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
239کردند و به ذِی خَشب رسیدند و چون هوا گرم بود، روز را میماندند و شب روانه میشدند و از روزی که در ذی خشب نزول کردند؛ مرتّباً هر روز نماز ظهر و عصر را با جمع میکردند بدین طرز که نماز ظهر را از وقت زوال تأخیر میانداختند و نماز عصر را نیز از وقت خودش مقدّم میداشتند؛ و در وقتی که نسبتاً هوا خنکتر بود به جای میآوردند؛ و این رویّۀ آن حضرت بود، تا از تبوک به مدینه مراجعت کردند1.
أبو ذرّ غِفّاری از راه ماند؛ و پیاده خود را به رسول الله رسانید
أبُوذَرِّ غِفَارِیّ (جَنْدُبُ بْنُ جُنَادَه) سه روز پس از حرکت رسول خدا روانه شد. و این به جهت این بود که شترش ضعیف و لاغر شده بود؛ و در این سه روزه او را با غذا و عَلَف تقویت میکرد. أبو ذرّ مقداری از راه را با شتر آمد؛ و بالأخره در میان راه دیگر نتوانست شتر حرکت کند. أبو ذرّ شتر را در راه رها کرده و لباسهای خود را بر دوش گرفت و أثقال خود را به پشت بست؛ و تنها به دنبال رسول خدا روانه شد.
چون مقداری از روز بالا آمده بود؛ مسلمین دیدند: شخصی از دور روی میآورد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: باید أبو ذرّ باشد. گفتند: أبو ذرّ است رحمه الله.
رسول خدا فرمود: او را زود به آبْ دریابید که تشنه است! أصحاب فوراً به ابو ذرّ آب رساندند؛ و أبو ذرّ به نزد رسول خدا آمد و با او إدَاوَه2 ای بود که در آن آب بود.
رسول خدا فرمود: ای أبو ذرّ! تو همراه خود آب داشتی و اینطور تشنه ماندی؟!
أبو ذرّ گفت: آری ای رسول خدا! در راه که میآمدم به سنگی رسیدم که در آن آب باران جمع شده بود؛ از آن آب چشیدم؛ و دیدم شیرین و خنک است؛ با خود گفتم از این آب نمیآشامم تا حبیب من رسول خدا بیاشامد. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ: رَحِمَکَ اللهُ! تَعِیشُ وَحْدَکَ، وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ تُبْعَثُ وَحْدَکَ، وَ تَدْخُلُ الْجَنَّةَ وَحْدَکَ! یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ مِنْ أهْلِ الْعِرَاقِ یَتَوَلَّوْنَ غُسْلَکَ وَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ!3
- «مغازی» ج ٣، ص ٩٩٩.
- إداوه ظرف کوچکی است از پوست که در آن آب میریزند؛ و جمع آن أداوی است.
- «بحار الأنوار» ج ٦، ص ٦٢٥، از «تفسیر قمی»، و «الکامل فی التاریخ» ج ٢، ص ٢٨٠، و «أعیان الشیعة» طبع رابع، ج ٢، ص ١٩٨، و «سیرۀ ابن هشام» ج ٤، ص ٩٥٠ و ص ٩٥١.
