
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
235مفسّران اینطور گفتهاند.
دوّم معتذرینی که اعتذار میجویند؛ و عذر هم دارند؛ و ایشان جماعتی از بنی غفار بودند. ابن عباس این احتمال را داده است؛ و گفته است: دلیل بر این معنی آنکه: خداوند وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللهَ وَ رَسُولَه را عطف بر آنها نموده است. و چون جماعت کاذبین عطف بر آنها شدهاند؛ معلوم میشود آنها در اعتذارشان صادق بودهاند.
سوّم گفته شده است که معنای آن، کسانی هستند که خود را به صورت معذورین در آورده؛ و اینطور جلوه میدهند؛ و در حقیقت معذور نیستند1.
ولی استاد علاّمۀ طباطبائی احتمال دوّم را مُنْجَّز دانستهاند و گفتهاند: مراد از معذّرین أفرادی هستند که حقیقتا عُذر دارند؛ مانند کسانی که نفقه و یا سلاح ندارند؛ به دلیل گفتار خدا: وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا ـ الآیة و سیاق کلام اقتضا دارد که خداوند میخواهد یکی از دو گروه را به دیگری قیاس کند؛ تا شومی و پستی منافقین و فساد نیّتها و تیرگی و قلوبشان و شقاوت نفوسشان ظاهر شود. زیرا که فریضۀ جهاد دینیّه و نصرت خدا و رسول او طبقۀ معذورین را چنان تهییج کرده است که در نزد رسول خدا آمده؛ و با فرض عدم تمکّن، از پیامبر نیز استیذان میکردند؛ و أمّا این فریضه در آن جماعتِ کاذب به هیچوجه مؤثّر واقع نشد2.
فلهذا برای بیان عدم گناه و معصیت ضعفآء و مریضها و کسانی که تمکّن مالی نداشتهاند؛ در صورتی که مؤمن بوده؛ و در خطِّ مَشْی رسول خدا گام بردارند؛ آیات زیر نازل شد:
لَيْسَ عَلَي الضُّعَفَاءِ وَ لا عَلَي الْمَرْضَي وَ لا عَلَي الَّذِينَ لا يَجِدُونَ مَا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ مَا عَلَي الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ـ وَ لا عَلَي الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ.3
- «مجمع البیان» ج ٣، ص ٥٩.
- «المیزان» ج ٩، ص ٣٧٩ و ص ٣٨٠.
- آیه ٩١ و ٩٢ از سورۀ ٩: توبه.
