اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

230
  • در «تفسیر علیّ بن إبراهیم» آمده است که: چون لشکر رسول خدا مجهّز شد؛ و اسبان تازی با سواران گرد آمدند؛ و رسول خدا به ثَنِیَّةُ الْوَدَاع رفت؛ منافقین به جهت إرجاف به علیّ بن أبی طالب (متزلزل ساختن و او را به سخنان بی‌أصل و أساس، بی‌مایه و أرج نشان دادن) مشغول به شایعه پراکنی شدند و گفتند: مَا خَلَّفَهُ إلاَّ تَشاؤُمًا بِهِ او را چون میمون و مبارک نمی‌دانست؛ و بد قدم و بد عاقبت می‌پنداشت؛ نخواست با خود ببرد؛ و در مدینه به جای گذاشت.

  • سخن منافقین به سمع أمیرالمؤمنین رسید؛ شمشیر و سلاح جنگ خود را برداشته، و به نزد رسول خدا در جُرْف آمد؛ رسول خدا فرمود: یَا عَلِیُّ ألَمْ اُخَلِّفْکَ عَلَی الْمَدینَةِ؟! قَالَ: نَعَمْ وَ لَکِنَّ الْمُنَافِقینَ زَعَمُوا أنَّک خَلَّفْتَنِی تَشاؤُماً بِی‌!

  • فَقَال‌: کَذِبَ الْمُنَافِقُونَ یَا عَلِیُّ! أمَا تَرْضَی أنْ تَکُونَ أخِیَ وَ أنَا أخُوکَ وَ أنْتَ مِنَّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إلاَّ اَنَّهُ لاَنَبِیَّ بَعْدِی‌؟! وَ إنْ کَانَ بَعْدِی نَبِیٌّ لَقُلْتُ أنْتَ أنْتَ! وَ أنْتَ خَلِیْفَتِی فی اُمَّتِی‌؛ وَ أنْتَ وَزِیری وَ أخِی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ!

  • «ای علیّ! مگر من تو را جانشین خود بر مدینه قرار ندادم؟! گفت: آری و لیکن منافقین چنین پنداشته‌اند که: تو به جهت شوم دانستن من، مرا با خودت نبرده‌ای! 

  • رسول خدا گفت: ای علیّ! منافقین دروغ می‌گویند! آیا راضی نیستی که تو برادر من باشی، و من برادر تو باشم؟! و نسبت تو با من مثل نسبت هارون است با موسی به جز آنکه پس از من پیغمبری نمی‌آید! و اگر پس از من پیغمبری بود هر آینه می‌گفتم: تو هستی! تو هستی! و تو جانشین و خلیفه من هستی در میانِ اُمَّت من! و تو وزیر من و برادر من هستی در دنیا و در آخرت!» 

  • أمیرالمؤمنین علیه السّلام در این حال به مدینه بازگشت.1 

  • این حدیث شریف را در وقت خروج رسول خدا به غزوه تبوک جمع معظمی از محدِّثین و مورِّخین و مفسِّرین شیعه و عامّه در کتب خود روایت کرده‌اند2.

    1. «تفسیر قمّی» ص ٢٦٨، و در «بحار الأنوار» ج ٦، ص ٦٢٤ از «تفسیر قمی».
    2. «ارشاد مفید» ص ٨٣ تا ص ٨٥ از طبع سنگی، و «بحار الأنوار»، ج ٦، ص ٦٢٣ و ص ٦٢٤ از «ارشاد» و در ص ٦٢٧ از «احتجاج» طبرسی و از «تفسیر حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام»؛ و در ص ٦٢٩ از «امالی شیخ طوسی» در روایت یکی از ابو سعید خدری و دیگری را با سند خود از حضرت امام رضا علیه السّلام از أمیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده است، و نیز در ص ٦٣٠ با سند دیگر از تفسیر امام آورده است؛ و نیز در ج ٩، ص ٢٣٧ از «امالی طوسی» از حضرت رضا از پدرانش روایت کرده است، و در ص ٢٣٩ از کتاب «عمدۀ» ابن بطریق با اسناد خود از سعید بن مالک (ابو سعید خدری)، و در ص ٢٤٠ از کتاب علی بن عبد الواحد واسطی از سعد وقّاص؛ و نیز در ص ٢٤٠ از ابن بطریق در کتاب «مستدرک» از کتاب «مغازی» محمد بن اسحاق، و در ص ٢٤١ از ابن حجر عسقلانی در «فتح الباری شرح صحیح بخاری» از سعد وقّاص، روایت کرده است و «سیره حلبیّه»، ج ٣ ص ١٥١ و «سیره ابن هشام»، ج ٤، ص ٩٤٦ و ص ٩٤٧ و «تاریخ طبری» طبع مطبعه استقامت، ج ٢، ص ٣٦٨، و «البدآیة و النهایة» ج ٥، ص ٧، و «حبیب السیر»، ج ١، ص ٣٩٩، و «طبقات ابن سعد»، ج ٣ در ص ٢٣ و ص ٢٤ چهار روایت با چهار سند ذکر می‌کند، و در «مناقب» ابن مغازلی از ص ٢٧ تا ص ٣٧ مجموعاً هفده روایت در حدیث منزله نقل می‌کند در تحت شمارۀ ٤٠ تا ٥٦ که چهار روایت آن فقط با تصریح به وقت عزیمت به تبوک است، و «مسند» أحمد حنبل، ج ١، ص ١٧١، و «الکامل فی التاریخ» ج ٢، ص ٢٧٨، و «استیعاب» ج ٣، ص ١٠٩٧، و «إصابه» ج ٢، ص ٥٠٢ و «المیزان» ج ٩، ص ٣٨٦ از تفسیر «الدّر المنثور» و «اسد الغابة» ج ٤، ص ٢٥ و ص ٢٦ و نیز در «اسد الغابة» ج ١، ص ١٨٨.