
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
227کثرت أفرادی که به إسلام گرویده بودند یک نوع عظمت و أُبَّهَت خاصّی بر ایشان مشهود بود؛ و از تیزی شمشیر آنها بیمناک و وحشتناک بودند؛ و أمّا مسلمانان در داخل دائرۀ خودشان و در بین مجتمعشان هنوز از نفاق و أمراض قلبیّه رهائی نیافته بودند؛ و وحدت کلمه و همّت و عزیمت تامّه هنوز بر ایشان به طور کلّی سایه نیفکنده بود؛ و بر آنها استیلا نداشت. و دلیل بر این مطلب همین آیات و بقیّه آیاتی است که در این سوره برائت تا آخر آن فرود آمده است. و سورۀ برائت در سال نهم از هجرت نازل شده است.
منافقین نظیر همین مخالفتی را که با رسول خدا در غزوۀ تبوک نمودند؛ در غزوۀ اُحُد نیز نمودند؛ و در حالی که دشمن از أطراف بر داخل خانۀ آنها فرود آمد؛ و بر آنها هجوم آورد؛ ثلث از لشکر إسلام به ریاست همین عَبْدُاللهِ بْنُ اُبَیّ منافق از معرکۀ کارزار بازگشتند؛ و نه موعظه و نه إصرار مسلمین در آنها أثری نکرد؛ و گفتند: لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناكُمْ1. (آیه ١٦٧ از سورۀ ٣: آل عمران): «اگر ما از فنون جنگ خبر داشتیم از شما متابعت میکردیم.» و همین بازگشت ایشان یکی از أسباب انهزام مسلمین و شکست آنها شد2.
آیات وارده دربارۀ منافقین متخلّف از غزوۀ تبوک
باری آیات کریم قرآن صراحت دارد در اینکه استیذان از رسول الله در ترک جهاد اختصاص به منافقین دارد؛ نه مؤمنین. لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ اللهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ـ إِنَّما يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ3.
- تمام آیه این است: وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ نافَقُوا وَ قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أَوِ ادْفَعُوا قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمانِ یَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللهُ أَعْلَمُ بِما یَکْتُمُونَ. «و تا اینکه بدانند آنان که نفاق ورزیدند و چون به آنها گفته شد: بیائید در راه خدا جهاد کنید؛ و یا لا اقلّ از جان و مال و ناموس خود دفاع کنید؛ در پاسخ گفتند: اگر ما از جنگ اطّلاع داشتیم به دنبال شما میآمدیم! ایشان با وجود اینکه خود را مسلمان میدانند در آن وقت به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان. با زبانهای خود چیزی را بیان میکردند که در دلهای ایشان نبود؛ و خداوند بر آنچه آنها مخفی میدارند داناترست.»
- «المیزان فی تفسیر القرآن» ج ٩، ص ٢٦٧ تا ص ٣٠٢، و مطالبی را که در صدد ردّ آن در اینجا بر آمدهاند، از تفسیر «المنار» ج ١٠، ص ٤٦٥ و ص ٤٦٦ میباشد که از شیخ محمّد عبده مصری است؛ و سیّد محمد رشید رضا آن را تألیف کرده است.
- آیه ٤٤ و ٤٥، از سورۀ ٩: توبه.
