
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
226گفتار علاّمۀ طباطبائی (ره) در عدم خطای پیامبر أکرم در مورد إذن به قعود منافقان
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم علائم و نشانههای نفاق و خلاف را در ایشان میشناخت؛ و از نفوس آنها مطّلع بود. و بنا بر این عتاب و مؤاخذه خدا از پیامبرش به اینکه چرا دست از إذنِ نشستِ ایشان باز نداشتی؟ و از حالشان استعلام ننمودی؟ و آنها را از غیر آنها متمیّز نساختی؟ نیست مگر عتاب غیر جدّی برای غرض و منظوری که ذکر شد.
و امّا گفتار دیگر این سخنگو که إذن رسول خدا که مورد عفو قرار گرفته است؛ به جهت فوت مصلحتی بوده است که در آیه ذکر شده است حَتَّي يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ؛ و اینطور گفته است که: مردم راستگو شناخته شوند و اطّلاع از دروغگویان حاصل شود. این گفتار نیز غلط است. زیرا طبق نصّ آیه آنچه را که آیه میرساند، روشن شدن راستگویان است برای پیغمبر؛ و علم به دروغگویان است برای پیغمبر؛ نه مطلق روشن شدن راستگویان و علم به دروغگویان به طور عموم. و از آنچه گذشت معلوم شد که این معنی بر پیغمبر مخفی نبوده است؛ و حقیقت مصلحت مسلمین در إذن عدم خروج منافقین بوده است؛ زیرا در این صورت باب فتنه مسدود میشد؛ و اختلاف کلمه از بین میرفت؛ و پیامبر از حال آنها میدانست که آنها أبداً خارج نمیشوند؛ چه إذن در نشست بدهد و یا ندهد. فلهذا برای حفظ ظاهر إطاعت و وحدت کلمه، مبادرت به إذن نمود.
و نباید گمان کنی که اگر در آن روز، نفاق منافقین، و خلاف آنها به واسطۀ عدم إذن پیامبر به قعود آنها و مخالفتشان برای همه مشهود و مکشوف میشد، بهتر بود؛ زیرا مردم در آن روز به واسطۀ اطّلاع و شناختی که از آنها پیدا میکردند، از تفتین و إلقاء خلاف آنها رهائی مییافتند؛ چون در آن روز که روز خروج پیامبر اکرم به غزوۀ تبوک بود، إسلام دارای شوکت و قدرتی مختصّ به خود بود؛ و رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نفوذ کلمه داشتند.
این گمان نادرست است. إسلام در آن روز حائز قوّت و مهابت در نظر غیر مسلمین از بیگانگان بود. آنها از شوکت مسلمین در ترس و هراس بودند؛ و از
