اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

222
  • درهم ریختگی جماعت بیشتر می‌شد.

  • و مؤیّد این سخن آنست که خداوند بعد از دو آیه می‌فرماید:

  • وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَ لكِنْ كَرِهَ اللهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ‌1.

  • «اگر منافقین قصد خروج و جهاد در راه خدا را داشتند؛ تجهیزات و أسباب آن را فراهم می‌کردند؛ و لیکن بر خدا ناپسند بود که آنها برای جهاد برانگیخته شوند؛ و بنا بر این ایشان را از کارکرد در پیرامون جهاد باز داشت؛ و به کُندی و تأخیر و سستی گروانید؛ و گفته شد به ایشان: بنشینید با نشستگان!»

  • و بنا بر این تخلّف و نفاق آنها مشهود بود که در کار جهاد تهیّۀ عدّه و عُدَّه نکردند؛ و مقدّمات سفر را فراهم نیاوردند؛ و هر شخص عاقلی این حقیقت را از چهره و آثار سیمای ایشان در می‌یافت؛ آنگاه چگونه متصوّر است که این أمر بر رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم پنهان باشد؟ خداوند قبل از نزول این سوره (سوره برائت) کراراً و مراراً از حالات آنها خبر داده است. و بنا بر این چگونه صحیح است که این مؤاخذه و معاتبه از پیامبر أکرم مؤاخذۀ جدّی و حقیقی باشد که: چرا تو از إذن به ایشان دست باز نداشتی؛ و از حال ایشان تفحّص ننمودی، تا برای تو نفاق آنها روشن شود؛ و منافقین از مؤمنین شناخته شوند؟! پس مراد از مؤاخذه و عتاب همانست که ما ذکر کردیم.

  • و از آنچه گذشت، واضح می‌شود که: سخن آنان که می‌گویند: این آیه دلالت بر صدور گناه از پیغمبر دارد ـ چون عفو بدون گناه معنی ندارد؛ و إذن در تخلّف از رسول خدا قبیح بوده؛ و این گناه از گناهان صغیره‌ای بوده است که از آن حضرت سر زده است؛ نه فعل مباح؛ زیرا در فعل مباح و مجاز نمی‌گویند: چرا بجا آوردی؟ ـ باطل و فاسد است؛ زیرا ما مشروحاً مبیَّن ساختیم که آیه در صدد غرض جدّی نسبت به رسول خدا نیست.

  • علاّمه بعد از شرح مختصری می‌فرماید که: این سخنگو بعد از بیان درازی‌

    1. آیه ٤٦.