
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
221«اگر این منافقین با شما مؤمنین برای غزوۀ تبوک بیرون میرفتند؛ جز خیانت و فساد و خرابی برای شما چیزی را نمیافزودند؛ و با سرعتْ در کار شما إخلال و تباهی مینمودند، و در صدد فتنه و جستجوی آشوب و بهم ریختگی شما بر میآمدند؛ و از طرفی هم در میان لشکر شما أفرادی هستند که بسیار به سخن ایشان گوش فرا میدارند و یا جاسوسهائی از آنها در لشکَر شما موجود است؛ و خداوند به ستمگران داناست ـ آنها پیش از این هم (در جنگ اُحد و خندق) در صدد فتنه و انهدام إسلام بودند؛ (و ای رسول ما)، کارها را بر علیه تو واژگون مینمودند تا آنکه حقّ پیروز شد؛ و أمر خدا درحالیکه برای ایشان سخت و ناگوار بود؛ ظاهر شد.»1
اگر منافقین به غزوه بیرون میرفتند، جز فساد کاری نداشتند
و چون منافقین بر فرض خروجشان جز ضرر چیزی از آنها تراوش نمیکرد؛ بنا بر این مصلحت دین در آن بود که به ایشان إجازۀ در تخلّف و قعود داده شود؛ تا مجتمع مسلمین از خبال و تباهی و فساد و فتنه و آشوب و تفرّق کلمه آنها در أمان باشند؛ و متعیّن و أصلح آن بود که بنشینند، و به جنگ نروند؛ تا در بین مؤمنان إلقاءِ خلاف ننمایند و فتنه نیانگیزند؛ درحالیکه میدانیم که میان مؤمنین أفراد ضعیف الایمان نیز بودند که به سخن آنها گوش فرا میدادند؛ و به مطاوعت و متابعت آنها میشتافتند؛ و در این صورت اگر به آنها إجازۀ در تخلّف و نشست داده نمیشد؛ و منافقین هم إظهار مخالف میکردند؛ و صریحا تمرّد میجستند؛ و برای غزوه بیرون نمیرفتند؛ فتنه شدیدتر، و تفرّق کلمه مسلمین بیشتر، و پاشیدگی و
- استاد علامۀ طباطبائی رضوان الله علیه در تفسیر آیۀ اخیر گفتهاند: یعنی من سوگند میخورم که این منافقین برای مسلمین پیدایش مشکلات و اختلاف کلمه و تفرّق جماعت را قبل از این غزوه ـ که غزوۀ تبوک است ـ میخواستهاند، همچنان که در غزوۀ اُحُد در وقتی که عبد الله بن أبی با ثلث لشکر برگشت و پیغمبر را تنها و مخذول نمود؛ معلوم شد. و قلّبوا لك الاُمور یعنی امور را بر تو واژگون میکنند به اینکه مردم را به مخالفت با تو میخوانند؛ و به معصیت و سرپیچی از جهاد دعوت مینمایند و یهود و مشرکین را بر جنگ با مسلمین بر میانگیزند و بر تجسّس بر امور مسلمین ترغیب میکنند و غیر از این امور از أنواع فتنه و فساد تا آنکه جاء الحق همان حقّی که واجب است همه از آن پیروی کنند و ظهر أمر الله و هم كارهون. «تفسیر المیزان» ج ٩، ص ٣٠٤.
