اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

220
  • از جنگ و نشست، دادی؟! و اگر می‌خواستی می‌توانستی إذن ندهی ـ و آنان سزاوار بودند که إذن ندهی ـ برای آنکه راستگویان برای تو مشخّص شوند؛ و دروغگویان را بشناسی! و بنا بر این برای تو کذب و نفاق منافقان مشخّص و متمیّز می‌گشت.

  • و علی هذا آیه در مقام بیان ظهور کذب و نفاق آنهاست که به مختصر آزمایشی که بدان آزمون شوند؛ مفتضح و رسوا می‌گردند. و مناسب این مقام آنست که عتاب و مؤاخذه متوجّه مخاطب گردد؛ و او را بر سبیل إنکار و توبیخ مورد سؤال قرار دهند؛ زیرا گویا که او بر روی فضایح أعمال و بدی و زشتی باطنشان پرده انداخته است.

  • و این یک طرز خاصّی از عنایات و خصوصیّات سخن گفتن است که با آن برای ظهور أمر و وضوح آن بیشتر از مقدار معمولی و متعارف در گفتار، مطلب روشن می‌شود؛ و بر نَهج إیَّاکِ أعْنِی وَاسْمَعی یَاجَارَه است.

  • و مراد از این کلام، روشن شدن این مطلب است که: وضوح زشتی کردار و سریره ایشان باشد؛ نه پرده برداری از تقصیر رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و سوء تدبیر او در إحیاء أمر خدا؛ و اینکه او در این اذن مرتکب گناهی شده است ـ حاشا که پیامبر تقصیری نموده باشد ـ و بنا بر این معنای أولویّت عدم إذن به منافقین، این می‌شود که: عدم إذن در تخلّف و نشست، بهتر آنان را مفتضح می‌نمود؛ و برای رسوائی آنها أنسب بود؛ و منافقین بواسطۀ سوء سریره خود مستحقّ چنین رسوائی بودند؛ نه بجهت آنکه عدم اذن بهتر و سزاوارتر بود در واقعیّت و خارج؛ و برای مصلحت امر دین بهتر و شایسته‌تر بود.

  • و دلیل بر گفتار ما آنکه: بعد از سه آیه می‌فرماید:

  • لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ـ لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّي جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللهِ وَ هُمْ كارِهُونَ‌1.

    1. آیه ٤٧ و ٤٨.