اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

219
  • مأمون گفت: صَدَقْتَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ1 «ای پسر رسول خدا، درست گفتی!»

  • و ما برای توضیح و شرح پاسخ حضرت رضا علیه السّلام هیچ بهتر از آن نیست که کلام استاد علاّمۀ فقیدمان را در اینجا بیاوریم: در تفسیر «المیزان» آورده‌اند که: جملۀ أوّل (عَفَا اللهُ عَنْکَ) دعای عفو است برای پیغمبر نظیر دعا علیه انسان در قول خدا: قُتِلَ الْإِنْسانُ مَا أَكْفَرَهُ‌2 «خدا بکشد انسان را؛ چقدر او کفران می‌کند؟!» و نظیر قول خدا: فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ3 «پس ولید بن مغیره کشته شود؛ چگونه أندازه گیری کرده است؟!» و نظیر قول خدا: قَاتَلَهُمُ اللهُ أَنَّي يُؤْفَكُونَ‌4 «خداوند بکشد یهود را که عُزَیْز را پسر خدا می‌دانند؛ و نصاری را که مسیح را پسر خدا می‌دانند. چرا ایشان باز به خدا نسبت دروغ می‌بندند؟!» 

  • و این جمله عَفْو متعلّق است به لِمَ أذِنْتَ چرا إذن دادی؛ یعنی چرا إذن دادی در تخلّف منافقین و قعود آنها از حرکت و جنگ؟! و چون استفهام یا برای توبیخ و یا برای انکار است؛ معنای آن این می‌شود که:

  • برای تو سزاوار نبود که در تخلّف و نشست، به آنان إجازه می‌دادی. و در این صورت نتیجه و غایتی را که می‌فرماید: حَتَّي يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ‌ «تا آنکه برای تو کسانی که راست می‌گویند روشن گردد؛ و دروغگویان را نیز بشناسی!» تعلّق و نسبتش به لِمَ أذِنتَ درست در می‌آید. و علی هذا تعلّق عفو به مَسْتَفْهَمٌ عَنْه است؛ نه به نفس استفهام و مُسْتَفْهَم. و این جمله سیاقش برای ظهور کذب منافقان است که به مختصر امتحانی که عبارت از خودداری از إذن در نشست بوده است؛ فَضاحت و رسوائی آنان مکشوف می‌شد.

  • و معنای آیه این‌طور می‌شود که: خدا از تو بگذرد! چرا به ایشان إذن در تخلّف‌

    1. «تفسیر نور الثقلین» ج ٢، ص ٢٢٣ و ٢٢٤؛ و در «المیزان» ج ٩، ص ٣١٤ از «عیون» آورده است.
    2. آیه ١٧، از سورۀ ٨٠: عبس.
    3. آیه ١٩، از سورۀ ٧٤: مدّثّر.
    4. آیه ٣٠، از سورۀ ٩: توبه.