
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
214مَخَافَةُ اللهِ؛ وَخَیْرُ مَا اُلْقِیَ فِی الْقلْبِ الْیَقینُ؛ وَاْلاِرتیَابُ مِنَ الْکُفْرِ؛ وَ النِّیَاحَةُ مِنْ عَمَلِ الْجَاهِلیَّةِ؛ وَالْغُلُولُ مِنْ جَمْرِ جَهَنَّم؛ وَالسَّکَرُ جَمْرُ النَّارِ؛ وَالشِّعْرُ مِنْ إبْلیسَ؛ وَالْخَمْرُ جِمَاعُ الْإثْمِ؛ النِّسَاءُ حَبَایِلُ إبْلِیسَ؛ وَالشَّبَابُ شُعْبَةٌ مِنَ الْجُنُونِ؛ وَشَرُّ الْمَکَاسِبِ کَسْبُ الرِّبا؛ وَشَرُّ الْمَأْکَلِ أکْلُ مَالِ الْیَتیمِ؛ وَالسَّعیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ؛ وَالشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ اُمِّهِ؛ وَ إنَّمَا یَصیرُ أحَدُکُمْ إلَی مَوْضِعِ أرْبَعَةِ أذْرُعٍ؛ وَالْأمْرُ إلَی آخِرِهِ؛ وَمَلاکُ الْعَمَلِ خَوَاتِیمُهُ؛ وَ أرْبَی الرِّبَا الکَذِبُ؛ وَ کُلُّ مَا هُوَآتٍ قَریبٌ؛ وَ سِبَابُ الْمُؤْمِنِ فِسْقٌ؛ وَ قِتَالُ الْمؤْمِنِ کُفْرٌ؛ وَ أکْلُ لَحْمِهِ مِنْ مَعْصِیَةِ اللهِ؛ وَ حُرْمَةُ مَالِهِ کَحُرْمَةِ دَمِهِ؛ وَمَنْ تَوَکَّلَ عَلَی اللهِ کَفاهُ؛ وَ مَنْ صَبَرظَفَرَ؛ وَمَنْ یَعْفُ عَنِ النَّاسِ یَعْفُ اللهُ عَنْهُ؛ وَ مَنْ کَظَمَ الْغَیْظَ یَأْجُرْهُ اللهُ؛ وَ مَنْ یَصْبِرْ عَلَی الرَّزِیَّةِ یُعَوِّضْهُ اللهُ؛ وَمَنْ یَتْبَعِ السُّمْعَةَ یُسَمِّعِ اللهُ بِهِ؛ وَمَنْ یَصُمْ یُضَاعِفِ اللهُ لَهُ؛ وَ مَنْ یَعْصِ اللهَ یُعَذِّبْهُ؛ اللهُمَّ اغْفِرْلِی وَلِاُمَّتِی؛ اللهُمَّ اغْفِرْلی وَ لِاُمَّتی؛ أسْتَغْفِرُ اللهَ لِی وَ لَکُمْ1.
باری این خطبۀ کوتاه آن حضرت همانند تمام خطب آن حضرت که کوتاه است؛ مانند خطبه آن حضرت در حین حرکت به غزوۀ احد2، دارای مضامین عالی و مهم و سرشار از حِکَم و أخلاق و معارف و آداب است، و حقّاً جای آن
- «تفسیر قمی» ص ٢٦٦ و ص ٢٦٧ و نیز در «المیزان» ج ٩، ص ٣١٣، و مجلسی در «بحار الأنوار» ج ٦ ص ٦٢٤ هر دو از «تفسیر قمی» روایت کردهاند؛ و مجلسی در ص ٦٢٥ در تحت عنوان بیان بعضی از فقرات آن را معنی کرده است؛ از جمله گوید: در «نهایه» گفته است: خیر الأمور عوازمها یعنی فرائضها الّتی عزم الله علیک بفعلها. و المعنی ذات عزمها التی فیها عزم و قیل: هی ما وکّدت رأیک و عزمک علیه و وفیت بعهد الله فیه. و العزم الجدّ و الصّبر. و قال فیه: ایاکم و مُحْدَثات الاُمور جمع مُحَدَثَة بالفتح و هی ما لم یکن معروفاً کتاباً و لا سنّة و لا إجماعاً. و قال فی «النهایة»: و فی الحدیث: و من الناس من لا یذکر الله إلّا مهاجراً یرید هجران القلب و ترک الإخلاص فی الذکر فکان قلبه مهاجراً للسانه غیر مواصل له. و منه الحدیث: و لا یسمعون القرآن إلّا هجراً، یرید الترک و الإعراض عنه. و الأمر إلی أخره، أی الأمر انّما ینفع إذا انتهی إلی آخره أو الأمر ینسب فی الخیر و الشر و السعادة و الشقاوة إلی أخره و علی التقدیرین الفقرة الثانیة کالتفسیر لها.
و در روایات عامة آمده است که: شرّ الرّوایا روایا الکذب. و این خطبه را واقدی در «مغازی» ج ٣، ص ١٠١٦ و ص ١٠١٧ آورده است. و لیکن گفته است که آن را رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم در تبوک ایراد کردهاند: و در «البدایة و النهایة» ج ٥ ص ١٣ از بیهقی آورده است، و سیرۀ «حلبیه» ج ٣، ص ١٦١. - این خطبه را مجلسی در ج ٦ «بحار الأنوار» ص ٥١٢ در ضمن گزارشات غزوۀ اُحُد آورده است و آن را از واقدی روایت نموده است، و واقدی در «مغازی» ج ١، ص ٢٢١ تا ص ٢٢٣ آورده است.
- «تفسیر قمی» ص ٢٦٦ و ص ٢٦٧ و نیز در «المیزان» ج ٩، ص ٣١٣، و مجلسی در «بحار الأنوار» ج ٦ ص ٦٢٤ هر دو از «تفسیر قمی» روایت کردهاند؛ و مجلسی در ص ٦٢٥ در تحت عنوان بیان بعضی از فقرات آن را معنی کرده است؛ از جمله گوید: در «نهایه» گفته است: خیر الأمور عوازمها یعنی فرائضها الّتی عزم الله علیک بفعلها. و المعنی ذات عزمها التی فیها عزم و قیل: هی ما وکّدت رأیک و عزمک علیه و وفیت بعهد الله فیه. و العزم الجدّ و الصّبر. و قال فیه: ایاکم و مُحْدَثات الاُمور جمع مُحَدَثَة بالفتح و هی ما لم یکن معروفاً کتاباً و لا سنّة و لا إجماعاً. و قال فی «النهایة»: و فی الحدیث: و من الناس من لا یذکر الله إلّا مهاجراً یرید هجران القلب و ترک الإخلاص فی الذکر فکان قلبه مهاجراً للسانه غیر مواصل له. و منه الحدیث: و لا یسمعون القرآن إلّا هجراً، یرید الترک و الإعراض عنه. و الأمر إلی أخره، أی الأمر انّما ینفع إذا انتهی إلی آخره أو الأمر ینسب فی الخیر و الشر و السعادة و الشقاوة إلی أخره و علی التقدیرین الفقرة الثانیة کالتفسیر لها.
