
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
212و نیز دربارۀ جَدُّ بْن قَیْس این آیه نازل شد:
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ1.
«و بعضی از منافقین میگفتند: به ما اجازه بده در مدینه بمانیم و ما را (بدیدن زنان رومی) به فتنه مینداز! آگاه باش ای پیغمبر که آنها در عین فتنه فرو رفته؛ و در درّۀ خوفناک آن سقوط کردهاند و حقا که جهنّم بر تمام کافران احاطه دارد».
زیرا که أوّلاً دروغ گفتن، و ثانیاً شکّ در ایمان داشتن، و دعوت پیامبر را برای جهادهای نزدیک و آسان که دارای غنیمتی است پذیرفتن؛ و برای جهادهای دور دست و مشکل ردّ کردن؛ بزرگترین فتنهای است که در آن سقوط کردهاند.
این مرد میپنداشت که زنان رومی با جمال خود او را به فتنه میاندازند؛ و از پای در میآورند. و دروغ میگفت؛ و اینطور وانمود میکرد که از جنگ رهائی یابد؛ و جان خود را که از جان رسول خدا بیشتر دوست میداشت محفوظ نگاه دارد؛ و این طرز تفکّر بزرگترین فتنهای است که در آن غوطهور شده است.
چون این آیه فرود آمد؛ عبد الله به نزد پدرش آمد، و گفت: مگر من به تو گوشزد نکردم که دربارۀ تو آیهای نازل میشود که مسلمانان آن را میخوانند؟! جدّ به پسر گفت: اُسْکُتْ عَنِّی یَا لُکَعُ وَاللهِ لاَ أنْفَعُکَ بِنَافِعَةٍ أبَدًا، وَاللهِ لَأنْتَ أشَدُّ عَلَیَّ مِنْ مُحَمَّدٍ 2.
«ساکت شو ای لئیم! دست از گفتارت به من بردار! سوگند به خدا که از این به بعد هیچ نفعی را به تو نمیرسانم! سوگند به خدا که وجود تو برای من از محمّد شدیدتر است!»
- آیه ٤٩، از سورۀ ٩: توبه.
- «مغازی» واقدی، ج ٣، ص ٩٨٩ تا ص ٩٩٣. و مختصر این مطلب را ابن هشام در «سیرۀ» خود، ج ٤، ص ٩٤٣ و ص ٩٤٤ آورده است، و تفسیر «نور الثَّقَلیْن» ج ٢، ص ٢٢٣، و سیرۀ «حلبیّه» ج ٣، ص ١٥٠.
