
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
204مشایعت نمود؛ منافقین در سخنهای هرزه و گفتار بیهوده فرو رفتند؛ و گفتند: علّت آنکه محمّد، علی را در مدینه گذاشت، ملالتی بود که از او در دل داشت؛ و بغضی بود که موجب این تخلّف شد؛ و محمّد از این عمل قصدی نداشت مگر آنکه منافقین در شبی بیتوته کنند؛ و در سیاهی شب به علی حملهور شوند؛ و او را بکشند؛ و با محاربه او را به هلاکت برسانند.
أمیرالمؤمنین علیه السّلام خود را به رسول خدا رسانید؛ و عرض کرد: ای رسول خدا میشنوی که منافقین چه میگویند؟!
فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم: أمَا یَکْفِیکَ أنَّکَ جَلْدَةُ مَا بَیْنَ عَیْنَیَّ وَ نُورُ بَصَرِی وَ کَالرُّوح فِی بَدَنِی؟!1
«در این حال رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: آیا این برای تو بس نیست که نسبت تو به من مانند پردۀ بین دو چشم من است (که با نبودن آن پرده، چشمان نابینا میشوند) و تو نور چشم من هستی! و تو مانند روح و روان در کالبد من هستی؟!»
أمیرالمؤمنین علیه السّلام به مدینه بازگشت و به صیانت مدینه و حفظ آن از کید منافقین پرداخت و أهل و عیال رسول خدا را پاسداری نمود؛ تا پیامبر با مسلمین بعد از سفر تقریباً دوماهه خود بازگشتند.
أمّا نظر تَفْصیلی آنکه: أنْبَاط جمع نَبَط مردمی بودند از عجم که بین عراق و شام در آن زمینها سکونت داشتند؛ و برای خرید و فروش و آوردن أمتعۀ خود از قبیل دَرْمَک2 و زَیْت (آرد گندم سپید و روغن زیتون) در جاهلیّت و إسلام به مدینه مسافرت میکردند ـ و أخباری که از شام به مسلمانان میرسید بواسطۀ کثرت تردّد ایشان، از اینها گرفته میشد ـ برای مسلمانان بیان کردند که هِرْقِلْ امپراطور
- «بحار الأنوار» طبع کمپانی، ج ٦، ص ٦٣٥ از تفسیر حضرت إمام حسن عسکری علیه السّلام.
- مجلسی در «بحار الانوار» طبع کمپانی، ج ٦، ص ٦٢٤ از «تفسیر علی بن ابراهیم» الدّرثوک ضبط کرده است؛ و از جوهری آورده است که: درثوک نوعی از پارچههائی است که مانند پارچههای بافته شده از کرک شتر، دارای ریشههای مخملی شکل از خود آن پارچه است.
