
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
201زیادی داشت در بیم داشتند؛ و نیز در مدینه منتشر شد که هر قل سلطان روم با چهل هزار مرد جنگی به تبوک آمده؛ و با چهار طائفه مهم هم عهد شده؛ و با أموال و اثقال و مواشی فراوان عازم مدینه و قتل مسلمین، و نهب و غارت أموال و إسارت بردن زنان و کودکان ایشان است؛ و این خبر را هر روز بطوری پخش میکردند که پیوسته مسلمین را در بیم و هراس به سر میبردند؛ و در انتظار حملۀ چنین لشگری خود را میدیدند؛ و این امور وضع مدینه و مسلمین را دگرگون کرده بود.
در این حال آیات قرآن با شدّتی هر چه تمامتر نازل میشد؛ و مسلمین را أمر به بسیج عمومی نموده؛ و با أموال و جانهای خود در راه خدا ترغیب میکرد؛ و پیامبر علناً به مردم برای تجهیز لشکر آمادگی ایشان را از جهت عِدَّه و عُدَّه، جنگ با روم را گوشزد کردند؛ و مسلمین همه آمادۀ جهاد شدند و با لشگری أنبوه با رسول خدا به حرکت آمدند.
منافقان که أمر جهاد برای آنها نیز بود، چون زحمت جهاد و رنج سفر به شام را میدانستند، هر یک به عذری خود را معذور نموده و کنار کشیدند؛ و بعضی همچون عَبْدُالله بن اُبَیّ که دارای شخصیّت و موقعیّتی عظیم بود، خود را با یاران و طرفدارانش تا محلّ جُرْف1 که لشکرگاه حضرت در بدو خروج بود آمده؛ و در کنار آن محل که پائینتر از جماعت رسول خدا و مسلمین بود پرّه زد؛ و علم آویخت. و گویند که جماعت او از جماعت رسول خدا کمتر نبود.2
- در «سیره حلبیّه» ج ٣، ص ١٥١ لشکرگاه آن حضرت را در جُرْف نوشته است؛ و در «معجم البلدان» آورده است که: جُرْف در سه میلی مدینه به طرف شام است.
- در «سیره ابن هشام» ج ٤، ص ٩٤٦ آمده است که: عبد الله بن ابیّ لشکر خود را علیحده زد، پائینتر از لشکر رسول خدا در نزدیکی ذُبابِ؛ و بنا بر آنچه گمان میکنند: لشکر او کمتر از لشکر رسول خدا نبود؛ و «طبقات» ابن سعد، ج ٢، ص ١٦٥، و «مغازی» واقدی، ج ٣، ص ٩٩٥ و «تاریخ طبری» ج ٢، ص ٣٦٨ و «البدایة و النهایة» ج ٥ ص ٧.
