
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
196بن سعید جوهری: وَصِیِّ مأمون خلیفه، از مأمون الرَّشید، از مهدی خلیفه، از منصور خلیفه، از پدرش از ابن عبّاس آورده است که:
من از عُمَر بن خطّاب شنیدم؛ درحالیکه نزد او جماعتی بودند؛ و دربارۀ منافقین در اسلام گفتگو داشتند؛
عُمَر میگفت: أمّا عَلِیُّ بْن أبِیطالِب پس من از پیامبر دربارۀ او سه خصلت را شنیدهام که آرزو داشتم یکی از آن خصال در من باشد؛ و اگر یکی از آنها در من بود، برای من از دنیا و آنچه در دنیاست ارزشمندتر بود. من و أبو بکر و أبو عُبَیْده و جماعتی از صحابه در نزد رسول خدا بودیم؛ و او دست خود را بر شانۀ علی زد و گفت: یَا عَلِیُّ! أنْتَ أوَّلُ الْمُؤمِنینَ إیمانًا؛ وَ أوَّلُ الْمُسْلِمینَ إسْلاَمًا؛ وَ أنْتَ مِنِّی بَمَنْزِلَةِ هَارونَ مِنْ مُوسَی1.
«ای علیّ! ایمان تو از همۀ مؤمنین پیشی گرفته است؛ و إسلام تو از همۀ مسلمین سبقت گرفته است؛ و نسبت تو با من مثل نسبت هارون است با موسی».
عبد الله بن أحمد بن حَنْبَل از مسند پدرش أحمد بن حَنْبَل با سند خود روایت کرده است که: در حضور مردی نام علی را بردند؛ و در نزد او سَعْد بنِ أبِی وقَّاص بود. سَعْد گفت: آیا نام علی را میبری؟!
إنَّ لَهُ مَنَاقِبَ أرْبَعَ لَأنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ أحَبُّ مِنْ کَذَا وَ کَذَا، وَ ذَکَرَ حُمْرَ النَّعَمَ: قَوْلُهُ: لَاُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ؛ وَ قَوْلُهُ: أنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارونَ مِنْ مُوسَی؛ وَ قَوْلُهُ: مَنْ
- «غایة المرام» ص ١١٢، حدیث چهلم از عامّه. و نیز در «غایة المرام» ص ١١٤ و ص ١١٥ همین مضمون از روایت را با سند دیگر از خوارزمی در فضائل أمیرالمؤمنین علیه السّلام تحت حدیث شمارۀ پنجاه و پنجم از عامّه آورده است. و نیز در ص ١١٤ در حدیث پنجاه و دوم از عامّه با إسناد دیگر از کتاب «فردوس» که مؤلّف آن ابن شیرویه دیلمی است روایت کرده است. و نیز در ص ١٢٤ در حدیث شمارۀ نود و دو از عامّه با سند دیگر از علی بن احمد مالکی در «الفصول المهمّة» آورده است و در ذیل آن عمر گوید: رسول خدا گفت: کذب من زعم أنّه یحبّنی و یبغضک. یا علیّ من أحبّک فقد أحبّنی و من أحبّنی أحبّه الله تعالی و أدخله الله الجنّة، و من أبغضک فقد أبغضنی و من أبغضنی أبغضه الله تعالی و أدخله النّار. و نیز این حدیث را بتمامه در «کنزل العمال» ج ١٥، ص ١٠٨ به عنوان مسند عمر آورده است؛ و گوید: آن را حسن بن بدر فیما رواه الخلفاء، و حاکم درکُنی، و شیرازی در ألقاب و ابن نجّار آوردهاند.
