اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج10

0
اعتقادات

جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت»   • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت»  • استضعاف امیرالمؤمنین علیه‌السلام همانند حضرت هارون علیه‌السلام  • پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه دربارۀ حدیث منزلت  • وزارت و خلافت علی‌ علیه‌السلام از روز اول دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلام‌الله‌علیها پس از رحلت پیامبر  • چرا سعد‌ابن‌ابی‌وقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیعت تخلّف ورزید؟  • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسول‌خدا  • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین  • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسول‌خدا  • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنی‌اسرائیل و حضرت موسی علیه‌السلام در قرآن

امام شناسی ج10

191
  • «و اگر دو دسته از مؤمنان با هم بجنگند؛ شما در میان آنها صلح بر قرار کنید پس اگر یک دسته بر دستۀ دیگر ستم کرد؛ شما با آن دستۀ ستمکار بجنگید؛ تا آن دسته به أمر و حکم خدا بازگشت کند».

  • سوگند به خدا تو نه با آن دستۀ ستمکار جنگیده‌ای؛ و نه با آن دسته‌ای که به آنها ستم شده است، و بنا بر این استدلال، معاویه سَعْد را محکوم و مُفْحَم نمود.

  • و ابن دیزیل در کتاب حنّ دنبال این مطلب إضافه‌ای دارد که در «کتاب صفّین» آورده است، و آن اینست که سَعْد به او گفت: آیا تو مرا أمر می‌کنی که جنگ کنم با مردی که رسول خدا دربارۀ او گفته است: أنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إلاَّ أنَّهُ لاَ نَبِیَّ بَعْدِی؟!1

    1. روایت برخورد معاویه را با سعد بن أبی وقّاص بزرگان خاصّه و عامّه به عبارات مختلفی در کتب خود آورده‌اند. از جمله در «کشف الغمّة» ص ٤٣ و ص ٤٤ علی بن عیسی إربلی، از «مناقب» خوارزمی با إسناد خود از أبو عیسی ترمذی، از عامر بن سعد بن أبی وقّاص، از پدرش آورده است که: معاویه، سعد بن وقّاص را أمر کرد تا علی را سبّ کند و سعد از سبّ کردن امتناع کرد. معاویه گفت: به چه جهت از سبّ أبو تراب امتناع ورزیدی؟! سعد گفت: چون دربارۀ علی سه خصلت از رسول خدا شنیدم که اگر هر یک از آنها در من بود، در نزد من محبوب‌تر بود از شتران سرخ مو! از رسول خدا درحالی‌که علیّ را در بعضی از غزواتش به جانشینی خود در مدینه معیّن فرمود ـ و علیّ گفت: إی رسول خدا تو مرا بر زنان و کودکان خلیفه نمودی؟ ـ شنیدم که می‌گفت: أ ما ترضی أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسی إلّا أنّه لا نبوّة بعدی؟ و شنیدم که در روز خیبر می‌گفت: لأعطینّ الرّایة غدا رجلا یحبّ الله و رسوله و یحبّه الله و رسوله، و ما گردن کشیدیم و سر برافراشتیم که شاید ما را بدین أمر مأموریّت دهد. پیامبر گفت: ادعوا علیّا. علی نزد رسول خدا آمد و چشمانش دردناک بود. رسول خدا آب دهان خود را به چشمان او زد و پرچم جنگ را به او سپرد و خداوند بدست علی خیبر را فتح کرد؛ و چون این آیه نازل شد: فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ تا آخر آیه، رسول خدا علی و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند و به پروردگار عرض کرد: اللهم هؤلاء أهل بیتی! «پروردگارا، اینانند که أهل بیت من هستند».
      أبو عیسی ترمذی گوید: هذا حدیث حسن غریب صحیح من هذا الوجه. و قال رضی الله عنه که رسول خدا گفته است: أ ما ترضی أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسی. و این حدیث را شیخین: بخاری و مسلم در دو کتاب «صحیح» خود به طرق مختلف روایت کرده‌اند. و ابن حجر عسقلانی در کتاب «الإصابة» ج ٢، ص ٥٠٣، این خبر را از ترمذی با سند قوی از عامر بن سعد از پدرش سعد روایت کرده است؛ و ابن أثیر جزری در «اسد الغابة» ج ٤، ص ٢٥ و ص ٢٦ در ترجمۀ احوال أمیرالمؤمنین علیه السّلام آورده است. و در «غایة المرام» قسمت اول ص ١١٤ در حدیث شمارۀ ٥٣ از عامه و ص ١٣٠ از خاصه این گفتگو را بین معاویه و سعد آورده است ولی بجای آیه أنفسنا منقبت دیگری را که نزول آیۀ تطهیر و دخول خمسه طیّبه تحت الکساء است آورده است؛ و این حدیث را از ابن شیرویه در کتاب «فردوس» آورده است. و نیز همان متن اول را در «غایة المرام» ص ١١٥ در حدیث شمارۀ ٥٧ از عامه از موفّق بن احمد خوارزمی در «مناقب» و در ص ١٢٣ و ص ١٢٤ از ابراهیم حمّوئی در «فرائد السّمطین» از عامّه؛ و در ص ١٣٠ حدیث ١٩، از خاصه از «أمالی» شیخ طوسی آورده است؛ و متن دوّم را حاکم در «مستدرک» ج ٣، ص ١٠٨ و ص ١٠٩ آورده است؛ و نیز متن دوّم را ابن أثیر جزری در «أسد الغابة» ج ٤ ص ٢٥ و ص ٢٦ آورده است.